در آنجا رياضت دينى مىكشيد و عبادت مىكرد ؛ و مرتّب مىگفت : النّار ! النّار ! تا اينكه پيامبر اكرم ( ص ) به مدينه بازگشتند . به ايشان خبر واقعه را دادند . پيغمبر فرستادند آن مرد را آوردند . به او گفته شد كه توبه تو قبول شد ؛ اما چيزى كه براى او مشكل است اين است كه صورتش در صورت پيامبر ( ص ) نيفتند .
زن و مرد ! اين جلسه ما الآن در محضر خداست . در محضر مقدّس پيغمبر ( ص ) است . در محضر مقدّس حضرت ولىعصر ( عج ) است . آقا ! بدان كه چشم چرانى تو در مغازه ، خانم ! بدان كه رونگرفتن تو و بىحجابى و بدحجابى تو در كوچه ، در محضر مقدّس امام زمان ( عج ) است . ببين امام زمان از دست تو راضى است يا نه ؟ ببين از اين حرفها راضى است يا نه ؟
وقتى آن جوان آمد ، پيامبر اكرم ( ص ) نماز مىخواندند . جوان منتظر شد . بعد از نماز پيامبر به منبر رفتند . اين جوان سرش پايين است و خجالت مىكشيد . اتّفاقاً پيغمبر اكرم ( ص ) سوره « تكاثر » را شروع كردند :
( بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْهيكُمُ التَّكاثُرُ - حَتّيزُرْتُمُ الْمَقابِرَ - كلّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ - ثُمَّ كلّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ - كلّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقينِ - لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ - ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقينِ - ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ ) ( اتّفاقاً اين سوره درباره يقين هم صحبت مىكند ) .
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٩