تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نمىدانم چه شد ؛ اما بالأخره شهوت آن جوان تحريك شد . اما چرا ؟ نمىدانم . آيا آن زن بدحرف زد ؟ آيا اين مرد چشمش به آن خانم افتاد ؟ نمىدانم . ( خانمها ! آقايان ! سفارش مىكنم وقتى كه به يكديگر برخورد كرديد ، بدانيد كه شيطان در آن وقت خيلى كار مىكند . شيطان به حضرت نوح گفت : اى نوح ! بدان وقتى با يك زن تماس پيدا كردى ، وقتى يك زن و مرد نامحرم مقابل هم شدند ، من آنجا خيلى كار مىكنم . خانم ! بدان يك جمله شهوت‌انگيز تو ، آقا ! يك چشم‌چرانى تو ، ممكن است به جاهاى بدى بكشد ) . بالأخره اين مرد وارد خانه شد و دستش را به سينه خانم گذاشت . مرادم اينجاست . مرادم يقينِ خانم است ؛ آن يقينى كه در دلش رسوخ كرده بود و باور كرده بود خدا هست ، بهشت هست ، جهنم هست . ناگهان لرزيد ! رنگش تغيير كرد ؛ و با يك حالتى كه حرف از دل برآيد و بر دل بنشيند . گفت : چه مىكنى ؟ النّار ! النّار ! النّار ! گفت اين كار تو آتش است ، آن هم آتش جهنم . حرف خانم آمد و بر دلى كه او هم خدا و بهشت و جهنم را باور داشت ، و باور داشت اگر دستى به سينه نامحرم بخورد ، اين دست بدون توبه ، جهنّمى است ، نشست . ناگهان اين مرد هم فرياد زد : النّار ! النّار ! النّار ! روز اوّل ، روز دوّم ، كم‌كم نتوانست در مدينه بماند ؛ به بيابان رفت تا پيامبر بيايد .