تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
فرمود : دنيا مردم را مشغول كرده است . اى كاش اين مردم يقين داشتند و مىدانستند جهنّمى است ، مىدانستند روز قيامت اين جهنم را ملاقات مىكنند و مىبينند . اى كاش مىدانستند كه گناه انسان را به جهنم مىبرد ؛ و در جهنم از اينها سؤال مىشود كه آقا ! ولايت داشتى و در محضر امام زمان ( عج ) بودى ، اما باز گناه مىكردى ؟ پيغمبر اكرم ( ص ) مشغول خواندن اين سوره بودند و جوان هم داشت فكر مىكرد . ناگهان جوان صيحه‌اى زد و غش كرد و نقش بر زمين شد . اطرافش را گرفتند ، ديدند از خجالت مرده است . به اين مىگويند يقين ، آن هم مرتبه اوّلِ يقين . وقتى كه يقين براى انسان پيدا شد ، اگر خانم دستش به دست نامحرم بخورد ، بدنش تا شب مىلرزد . ناراحت است . اگر از او بپرسند چرا ناراحتى ؟ مىگويد : در مغازه خواستم از كاسب جنس بگيرم ، دستم به دستش خورد . مىگويند كه عمدى نبود ، گناه نكردى . مىگويد بله ؛ اما دست نامحرم به دستم خورد . واى واى ! اين را مىگويند يقين . زن اگر ايمان نداشته باشد ، ايمانش حرفى باشد ، در مغازه با كاسب حرف مىزند ؛ خنده مىكند ؛ حتّى مثلًا براى خريدن چادر در مقابل آئينه مىايستد ؛ و اين كار را در مقابل كاسب انجام مىدهد . اين را مىگويند مسلمان حرفى . و آن را مىگويند مسلمانى كه ايمان در دلش رسوخ كرده است .
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 70 | الشيخ حسين المظاهري