ظلم به خود ؟ براى اينكه مىتوانسته با پنجاه سال عمر ، با شصت يا هفتاد سال عمر ، سعادت دنيا و آخرت را بخرد ، مىتوانسته براى ديگران سعادت درست كند ، با عمر مىتوانسته است افتخارها بيافريند ، اما غفلت از عمر و غفلت از جوانى ، موجب شد جوانى به هدر رود ؛ و اين عمر و جوانى به قدرى نعمت بالايى است كه در روايت دارد وقتى اهل محشر وارد صف محشر مىشوند ، هنوز به حساب و كتاب نرسيده ، يك بازرسى از آنها مىشود و در آن بازرسى ، از اين دو چيز سؤال مىشود : اوّل از عمرش و دوّم از جوانيش « 1 » .
همه و همه مخصوصاً جوانهاى عزيزم از دختر و پسر مواظب جوانى باشيد ! مواظب عمر باشيد ! عبادت در جوانى ، عصاى پيرى است . مواظب جوانى باشيد ! تا جوانيد مىتوانيد سعادت آفرين باشيد . اگر از چهل سال بالاتر رفتيد ديگر نشست است . اگر اندوختهاى براى سعادت خود تأمين نكرده باشيد ديگر نمىتوانيد كار كنيد . مواظب باشيد جوانى به هدر نرود ! مواظب باشيد
جوانى به بطالت ، به شهوت ،
هامش
( 1 ) . « قال رسول الله ( ص ) : لا تزول قدما عبد يوم القامهء حتّى يسأل عن أربع : عن عمره فيما افناه و شبابه فيما ابلاه و عن ما به من اين كسبه و فى ما انفقه و عن حبّنا اهل البيت » . ( بحارالانوار ، ج 7 ، ص 258 )
ترجمه : « انسان در قيامت قدم از قدم بر نمىدارد الّا اينكه از چهار چيز سؤال مىشود : 1 - از عمرش كه در چه گذرانده و 2 - جوانيش كه چگونه سپرى كرده و 3 - از مالش كه از كجا به دست آورده و در كجا مصرف كرده و 4 - از محبّت و اهل بيت » .