سال به خلق خدا خدمت كردم . خطاب مىشود بله ، آدم خيّرى بودى و مردم از دست تو خيلى خير مىديدند . اما براى كى و براى چى ؟ براى اين بود كه مردم به تو بگويند بارك الله ، عجب آدم خيرخواهى هستى ! تظاهر بود ؛ ريا بود ؛ و بالاخره كارت براى خدا نبود . اين هم بايد به آتش جهنم برود .
فرد سوم را جلو مىآورند . مىگويند : تو چه كاره بودى ؟ مىگويد كه من به خطّ مقدّم جبهه رفته بودم ؛ زدم ، كشتم تا بالاخره شهيد شدم . خطاب مىشود كه بله به جبهه رفتى و دشمن را كشتى و خود هم كشته شدى ، اما براى كى و براى چى ؟ براى اين بود كه بگويند عجب شجاعى هستى ! بله ، اين آقا هم كه جبهه رفته بود اينجا مىبيند كه راستى براى خدا نبود و آن رنگ را نداشته است . خطاب مىشود كه اين را هم در آتش بيندازيد . اما گناهكارى را به صف محشر مىآورند . وقتى حساب و كتابش را نگاه مىكنند مىبينند كه جهنّمى است زيرا اعمالش سبك و گناهش سنگين است . اما يك قطره اشك در دل شب براى خدا ريخته است . براى گناهش گريه كرده و در عزاى امام حسين ( ع ) ، فقط براى آن حضرت نه براى خودش ، قطرهاى اشك افشانده است ، زيرا گريههائى كه ما مىكنيم براى خودمان است نه براى امام حسين ( ع ) . از اينرو او را مىبخشند و به بهشت مىبرند .
معمولًا وقتى روضهها ، مسجدها ، و شبهاى احياء را بسنجيم ، مىبينيم هر كسى براى گرفتارى خودش آمده است . كسى كه براى خدا
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٦٩