آمده باشد ، خيلى كم است .
در روايت داريم كه اگر كسى حقيقتاً دو ركعت نماز براى خدا بخواند ، بهشت براى او واجب مىشود . اگر كسى بتواند در روز قيامت عملى را تحويل بدهد و بگويد خدايا ! اين كار براى تو بود ، هم دنيايش آباد است و هم آخرتش .
يك كسى كه اهل دل و كشف و شهود بود مىگفت : سر قبر امام حسين ( ع ) با آن حضرت درد دل مىكردم . يك جوان وارد شد و سلام كرد . آقا جوابش را دادند و به اين جوان تعظيم كردند . ولى آن جوان نديد . من تعجّب كردم كه امام ( ع ) ، هم جواب سلامش را داد و هم تعظيمش كرد . با خود گفتم بايد بدانم اين جوان چه كرده كه به اين مقام رسيده است .
وقتى زيارت تمام شد ، جوان بيرون رفت . من هم به دنبالش بيرون رفتم . به او گفتم : جوان ! تازگىها چه كار كردى كه به اينجا رسيدى ؟ و قضيّه را به او گفتم : جوان گفت : راستش اين است كه من دختر عمويى داشتم كه پدرم مىگفت با او ازدواج كن . من نمىخواستم اما براى خاطر خدا حرف پدرم را گوش كردم و با او ازدواج كردم . شب عروسى متوجه شدم كه آن دختر ، از نظر بدنى ، ناقص است ؛ ولى من براى خدا و براى اينكه آبرويش نرود و پدرم هم ناراحت نشود ، صبر كردم و به كسى نگفتم . همچنين براى خاطر خدا پدرم را به دوش گرفتم و از روستاى خودم به كربلا آوردم . چند روزى او را به حرم مىآوردم و ديروز مُرد و
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٧٠