بچّههايمان مىگوييم ما خدا هستيم . حالا اگر نمىتوانيم بگوييم اما از خودمان ، زنمان ، بچّهمان ، شروع مىكنيم به تعريف كردن . همهاش مىگوييم : من ! من ! اين همان « انا ربكم الاعلى » گفتن است .
تقاضا دارم از شما ، از زنها ، از مردها ، كه از خودتان تعريف نكنيد . اين بد صفتى است و هر كه تعريف خود را بكند ، به همان اندازه شكسته مىشود . به همان اندازه پايين مىرود . اگر مىخواهيد بالا برويد ، تواضع داشته باشيد . در روايات مىخوانيم : « مَنْ تَكَبُّرَ وَضَعَهُ اللهُ وَ مَنْ تَواضَعَ رَفَعَهُ اللهُ » هر كس تكبّر كند ، خدا او را به زمين مىزند . و هر كس در مقابل خدا و مردم تواضع داشته باشد ، خدا او را بالا مىبرد .
بيشتر صفات رذيله ، از همين « منيّتها » سرچشمه مىگيرد و متأسّفانه بسيارى از مردم نمىتوانند آن را بشكنند و چون نمىتوانند ، گناهان بزرگ مىكنند ، وقتى انسان مىتواند اين « منيّت » را بشكند كه خود را درك كرده باشد .
على ( ع ) مىفرمايد :
« عجبت لابن آدم اوَّلُه نُطْفَة و آخِرُهُ جيفَة و هُوَ قائمٌ بَيْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائطِ ، ثُمَّ يَتَكَبَّرُ » « 1 » يعنى اى انسان ! اوّلت نطفه است ، آخرت هم مىگندى و بوى گندت همه جا را مىگيرد ، و بين آن نُطفه و مردار ، تو حامل عَذره هستى ،
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 73 ، صفحه ى 234 .