دل گذاشتى برايت عقده مىشود . عقده ، ضعف اعصاب مىآورد و ضعف اعصاب بدبختيها را به دنبال دارد .
از اين جهت روانپزشكان دلسوز ، مدّتهاى طولانى با آدمهاى افسرده ، با مبتلايان به ضعف اعصاب صحبت مىكنند و بالاخره با حرف زدن و حرف كشيدن ، بيمار را خوب مىكنند .
راز و نياز با خدا ، يعنى درد دل كردن با يك امين آن هم امينى مثل خدا ؛ با قدرتمندى مثل خدا ؛ با فرد رؤوف و مهربانى مثل خدا . چه كسى از خدا مهربانتر ؟ چه كسى از خدا امينتر و رازدارتر ؟ دعا و راز و نياز با خدا ، در واقع درد دل با خدا است ؛ ولو صلاح نباشد دعاى شما مستجاب بشود ، اما دل شما خالى مىشود . به قول عوام ، سبك مىشوى . از اين جهت كسانى كه شبهاى احياء حالى پيدا مىكنند ، به هنگام بيرون رفتن ازجلسه احساس آرامش و سبك شدن مىكنند . احساس نشاط دارند . آن گريهها ، آن خدا خدا گفتنها ، برايشان آرامش آورده است .
- دعا ، عامل بازدارنده از گناه
نتيجه مهمّ ديگر دعا اين است كه « كنترلكننده » است :
( انَّ الصَّلوة تَنْهيعَنِ الْفَحْشآءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللهِ اكْبَرُ ) « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره ى عنكبوت ، آيه ى 44 . ترجمه : « به درستى كه نماز از گناهان و زشتيها باز مىدارد و هر آينه ياد خدا بزرگتر است » .