تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
فرمودند چرا آنها را بهم نزدى . من غش مسلما فليس منا . اگر مسلمانى ، مسلمان ديگر را گول بزند مسلمان نيست . لذا اين ضربات آنقدر بر او وارد شد كه تا اذان خوابش نبرد و هنگام اذان صبح به مسجد آمد . ديگر صبر نكرد كه بازار باز بشود . همانوقت به در خانه يكايك آنها رفت و گفت : من تو را گول زدم ، شكر قيمتش گرانتر است و تو نمى دانستى . لذا تقاضا دارم اين معامله را باطل كرده مرا راحت كن . همه شكرها را پس داد . غزالى مى نويسد كه اين تجّار ديدند كه او خيلى خير خواهانه كار كرده ، گفتند آقا ! ما راضى هستيم . درابتدا او قبول نمود ، اما مجدداً وقتى به رختخواب رفت ضربه هاى وجدان شروع شد ، آنجا گفت : اى نفس ! بالاخره مردم را گول زدى ، پول ناحق بدست آوردى . با اينكه آنان راضى هستند امّا آيا تو ناحق كرده اى يا نه ؟ تا صبح خوابش نبرد و دوباره صبح به در اين مغازه و آن ومغازه رفته و گفت كه شما را به خدا قسم مرا راحت كرده اين معاملعه را اقاله كنيد تا من بتوانم بخوابم . بالاخره معامله را اقاله « 1 » كردند و شكرها را پس داد و آنگاه به حال خويش گريست . الهيكم التكاثر حتى زرتم المقابر . اگر رابطه با خدا و ولايت محكم شد ، اگر آنچنان از گناه اجتناب نمود كه به سر حد ملكه رسيد ، مرتبه علم اليقين بالا مى رود . اين ايمان قلبى از اسفار ملا صدرا پيدا نمى شود . اين ايمان رابطه ميخواهد . هر چه رابطه با خدا و تقيد به احكام شرع محكم بود ، اين ايمان رو به تزايد مى رود .
هامش
( 1 ) 1 . اقاله : فسخ كردن معامله .