اومن كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس كمن مثله فى الظلمات ليس بخارج منها
« 1 » آيا آنكه مرده بود و او را زنده كرديم و به او روشنى علم و ديانت داديم كه با آن روشنى ميان مردم سر افراز رود مانند كسى است كه د رتاريكيهاى جهل فرو شده و از آن بدر نتواند گشت ؟
عزيزان من مقدارى با قرآن سرو كار پيدا كنيد ، مقايسه كنيد آيا كسى كه نور د دارد و با نور در ميان مردم است ، مانندكسى است كه در عمق ظلمت روى ظلمت در ميان مردم گرفتار شده ؟ خير . خيلى فرق دارد . لذا قرآن مى فرمايد اين انسان ديگر با نور خدا راه رفته ، نگرانى ، دلهره و اضطراب خاطر و . . . ندارد . نورساطع خالق رحمان آمده ، او ديگر با نور خدا سرو كار دارد . ديگر در بن بست ها تميز بين حق و باطل داده ، به مرحله اى مى رسد كه حتى بت محبت خود ومحبّت به زن و فرزندان وجود ندارد .
حق اليقين
مرتبه سوم ايمان مرتبه اى است كه شخص بواسطه رابطه با خدا و رابطه با ولايت قدرى نزديكتر شده و به حق اليقين رسيده است . حق اليقين يعنى مثل انسانى كه در آتش است . و آن زمانى است كه صاحبخانه به خانه مى آيد . قلب المومن عرش الرحمن . ديگر هيچ چيز و هيچكس جز خدا بردل او حكومت ندارد . ديگر « الله ولى الذين آمنوا » « ولى » به معناى سرپرست است ، يعنى خدا سرپرست و حاكم بر قلب اوست و آنگاه كه خدا حاكم بر دل انسان شد ديگر كسى يا چيزى
هامش
( 1 ) 3 . سوره انعام ، آيه 122 .