تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
سر سبد ادب است و واقعاً در فصاحت و بلاغت عجيب است . روزى او به مسجد الحرام در مكه آمد و ديد كه پيغمبر قرآن مى خواند . وليد قران را بدست گرفت و يقين كرد كه اين قرآن مال خداست . بنزد رفقايش مانند ابوسفيان و ابو جهل آمد و گفت كه مسلمان شده ام . اينجا تذكر نكته اى لازم است كه آن اينكه مواظب باشيد عصبيت بر شما چيره نشود ، مواظب باشيد خود گرا ، شخص گرا و حزب گرانبوده و حقيقت گرا باشيد . براى انسان شخص گرا ، حزب گرا ، وطن گراو . . . خواه نا خواه لجاجت هم مى آيد و آنگاه كه لجاجت آمد حقيقت را نيز پايمال مىكند . بارها استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشان انقلاب تاسف خورده مى فرمودند : مگربه اين زودى مىشود صفات رذيله را ريشه كن كرد . بيست سال خون جگر مى خواهد تا بشود صفت رذيله اى را ريشه كن نمود . استاد بزرگوار ما مرحوم ايه الله بروجردى رحمه الله عليه به ما نصيحت مى فرمودند كه : بيست سال خون جگر مى خواهد تا انسان بتواند شهرت طلبى و رياست طلبى را از سر خود بيرون كند ، لذا اين روايت را مى خواندند : آخر شىء يخرج عن القلوب الصديقين حب الجاه . بالاخره آقاى وليد از نظر علم مسلمان شد ، او جمله اى دارد كه به اندازه اى فصيح و بليغ است كه همتاى روايت ماست . همه بلغا مى گويند اين ريحانه الادب عجب جمله اى گفته است ! گفت : ان له الحلاوه و ان له لطراوه و ان اعله لمثمرو ان اسفله لمعذق و انه يعلوا و لا يعلى عليه . گفت : اين قرآن طراوت و شيرينى خاصى دارد . و واقعاً اينچنين است . اين قران درختى است كه شاخه هاى او ثمر بخش است و واقعاً ثمر بخش است . اين قرآن ريشه هايى در زمين