اين مطلب است كه عالم متخصص در علم كلام را زنديق كرده است . خدا نكند انسان در بن بست واقع بشود ، كه اگر چنين شد و چيز ديگرى نداشت ، عقل و علم و علم كلام و برهان صديقين و برهان نظم و برهان حدوث ، همه زير پا مى رود . نيازمند عامل ديگرى هستيم و آن فقط و فقط ايمان است ، ايمانى است كه رسوخ در دل كرده و از راه عمل پيدا شده باشد . آن ايمانى كه نخستين مرحله اش اين است كه خدا را با چشم دل ديده ، او را حاضر و ناظر بداند ، و الا خدا نكند كه انسان در بحران و سرازيرى واقع بشود .
به مقدس اردبيلى رحمه الله عليه گفتند شما اگر در خانه اى باشى كه هيچكس جز يك زن نباشد ، آيا زنا مى كنى يا نه ؟
او نگفت نه ، گفت پناه ميبرم به خدا كه چنين صحنه اى براى من پيش نيايد !
خدا نكند كه انسان در بحرانهايى واقع شود . غير ممكن است كه براى انسان امتحان و بحران پيش نيايد و در آن مقاطع بايد پناهگاهى محكم داشته باشد تا در آن بحرانهاى استثنايى فرياد رس او باشد .
و من يتوكل على الله فهو حسبه .
« 1 » آنكه بر خدا توكل كند ، خدا او را كفايت مىكند .
و اين علم كلام و علم فلسفه نيست . وليد بن مغيره ، ريحانه الادب است . اين لقب را عرب به او داده . يعنى او گل
هامش
( 1 ) 1 . سوره طلاق ، آيه 3 .