تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
آمده خودش را پنهان كرد . من چشم دوخته بودم كه او را ديده و از او تشكر كنم . ديدم به گوشه اى رفت و شروع به دعا كرد و گفت : خدايا توانستم لشكرى را فرارى دهم اما هنوز نتوانسته ام مسلط بر نفس اماره خودم شوم ! خدايا كارى كن كه مسلط بر نفس اماره ام شوم .
ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربى
« 1 » مگر اين نفس سركش را ميتوان براحتى مهار كرد ؟ در باره يكى از علما مى نويسند كه كتابى در اثبات وجود خدا نوشته بود
. احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون
« 2 » . امتحان براى همه مى آيد ، امتحان ، امروز براى همه و بخصوص براى ما هست . لذا آنگاه كه انسان در بحرانها وارد مىشود قرآن شريف مى فرمايد : براى اينكه به انسان بنمايانيم كه چقدر توانايى دارد او را مى آزمائيم . لذا اين عالم فقر گريبانگيرش شده بود . در اثر فقر و بى چيزى غم و غصه اى دلش را گرفت ، رفت كه در صحرا بگردد . كنار آبى نشست وصحنه بدى برايش پيش آمد و آن صحنه موجب شد كه او به خانه آمده كتابى عليه خودش بنويسد ، يعنى يك كتاب بر ضد اسلام نوشت . كه خدا در اين جهان بينى نيست . شاعر در اين باره شعرى گفته است كه در جامع الشواهد هم هست و رفقا به آن توسل مى كنند و مفهومش اين است كه : چه بسيار از عقلا را مى بينم كه از نظر اقتصادى خيلى در تنكنا بوده و چه بسيار از احمقها و افراد جاهل را مى بينيم كه چقدر د ررفاه و آسايش اند و
هامش
( 1 ) 1 . سوره يوسف ، آيه 53 . ( 2 ) 1 . سوره عنكبوت ، آيه 2 .