تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
البشر
« 1 » فكر و انديشه ى بدى كرد و خدايش بكشد . چه انديشه بدى كرد ، باز خدايش بكشد كه چه فكر خطايى نمود ، پس باز انديشه كرد ، و روترش كرد و چهره درهم كشيد ، آنگاه تكبر نخوت آغاز كرد ، و گفت اين قرآن بجز سحر چيزى نيست و اين ايات گفتار بشرى بيش نيست . وليدى كه مى گفت : يعلوا و لا يعلى عليه ، چرا اين گونه مىكند ؟ خدا نكند انسان در بحران و مواقع استثنايى واقع شود ! مامون مى گويد من شيعه گرى را از پدرم آموختم . واقعاً هم هر دوى آنها شيعه هستند اما شيعه امام كش ! هارون حضرت موسى بن جعفر ( ع ) را خوب مى شناسد ، مامون حضرت رضا ( ع ) را خوب مى شناسد ، لذا مى گويد من شيعه گرى را از پدرم ياد گرفتم . زمانى نزد پدرم بودم ، موسى بن جعفر ( ع ) آمد . ديدم پدرم دوان دوان پشت در آمده و ايشان را بغل كرد ، آقا را بالا نشانده و مانند عبد ذليل در مقابلش نشست . ابهت آقا او را گرفته و نمى توانست سخن بگويد . بعد كه مقدارى آرام گرفت به من و برادرم امين گفت آقا را استقبال كرده تا خانه برسانيد . من خطا كردم و به پدرم گفتم او كه بود ؟ گفت اين كسى است كه خلافت متعلق به اوست . گفتم خلافت مال اوست ، پس چرا به او نمى دهى ؟ ! گفت پسر جان من ! الملك عقيم . اگر ببينم به احتمال بسيار ضعيف ضد رياستم شوى ، تو را هم مى كشم . مگر مىشود اين نفس اماره را با برهان نظم تاديبش كرد ؟
هامش
( 1 ) 1 . سوره مدثر ، آيات 25 - 18 .
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 179 | الشيخ حسين المظاهري