تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
مى شوى . گفت : اين نيز درست است . اما اينكه صبح دير از خانه بيرون مى آيم بخاطر اين است كه من كارهاى خانه را با خانمم قسمت كرده ام و نان پختن به من افتاده و من خميرر مى كنم ، چون هوا بسيار سررد است تامى آيم نان را بپزم مقدارى دير مىشود . گفتند بسيار خوب اين جوابت قانع كننده است . اينجا يك نكته بگويم و آن اينكه آقا مقدارى ياد بگيريد . حالا يك وقت خداى ناگرده يكى بگويد زنها را جسور كردى ! حالا اگر هم ياد نمى گيرى ، تقاضا دارم پرخاشگريها در خانه نباشد . اين برخوردها فشار قبر دارد وفشار قبر و منگنه الهى انسان را له مىكند و حرف ما به اينجا مى رسد كه اين پرخاشگريها و بد اخلاقيهاى در خانه ، انسان را سگ مىكند . يكى از بزرگان خواب يكى از ديگر از بزرگان را ديد كه به صورت سگ است . گفت تو كه فرد مقدسى بودى ، چرا سگ شده اى ؟ ! گفت : آه از بد اخلاقى در خانه ! آه از بداخلاقى در خانه ! آه از بد اخلاقى در خانه ! لذا پيغمبر اكرم شير ميدوشيد ، لباس وصله ميكرد ، خمير مى كرد ، نان مى پخت . اينها را نمى گويم اما تقاضا دارم د رخانه و سركسب مرد باشيد ، پر خاشگر نباشيد . پرخاشگرى مال پلنگ است و لذا اين روحيه انسان را به صورت پلنگ در مى آورد . زشت است كه يك شيعه به صورت پلنگ وارد صف محشر بشود . اما اينكه چرا شب ها پيدايم نيست به اين دليل است كه من وقتم را بين مردم و خدا قسم كرده ام . شبها را به خدا و روزها را با