تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
از اينجا شروع شد . مرتب مى گفت من همان هستم كه 75 هزار بى گناه راكشتم . كم كم خوابش نبرد و ضعف اعصاب پيدا كرد . و هر چه به او ارتقاء درجه داده و تحسينش مى نمودند ، شب اعصابش ضعيفتر مى شد . تا آنكه بالاخره ديوانه شد و او را به تيمارستان بردند و از آنجا دو ، سه مرتبه فرار كرد . و خدا نكند آن وقتى كه ضربات وجدانى شروع مىشود انسان لج كند . همان وقت كه مى گفت من قاتل و جنايتكارم ، وقتى كه فرار مى كردم آدم مى كشت و دزدى مى كرد تا اينكه بالاخره در يك اتاق او را زندانى كردند . مرتب مى گفت من قاتل و جنايتكارم تا آنكه از دنيا رفت . دقت كنيد كه تا وقتى مى خواهد بمب بيندازد ، چون غرائز طوفانى است ، وجدان اخلاقى نمى تواند كار بكند . اما آنگاه كه عمل زشتى انجام داد ، وجدان اخلاقى به ميدان مى آيد اين بهترين دليل براى سخن من است كه براى مهار غرائز از وجدان اخلاقى كارى ساخته نيست چرا كه اگر غرائز بر انگيخته شوند ، وجدان اخلاقى را زير پا مى گذارند .
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 127 | الشيخ حسين المظاهري