شَكَت عَنكَ عُصفُورتَه فى الحَضرَة . گنجشكى از تو در نزد خدا شكايت كرده است . وقتى از خواب بيدار شدم به خاطر آوردم كه من بچه گنجشكى را گرفتم ، مقدارى باآن بازى كرده و رهايش كردم . مى گويد از اين مسئله خيلى ناراحت شدم . و از بس دلم گرفته بود به بيابان رفتم . آنجا ديدم كه يك مار ، بچه گنجشكى را به دهان گرفته است . عصايم را بلند كردم . مار بچه گنجشك را رها كرد . شب در خواب ديدم كه به من گفتند : شكرت عنك عصفورته فى الحضره . گنجشكى نزد خدا از تو تشكر كرد . آنگاه توفيق و نشاط در عبادت پيدا كردم .
بر عكس اين جريان هم هست كه يكى از علماى بزرگ را به خواب ديدند . فرموده بود كه عقربى صبح به صبح شست پاى مرا نيش مى زند و من تا فردا صبح به درد اين عقرب مبتلايم و فردا صبح دوباره اين عقرب مى آيد . و بعد فرموده بود اين عقرب را خود من با زخم زبان به يك مسلمان فراهم كردم .
اين گونه مسائل ريشه قرآنى هم دارد . قران مى فرمايد :
يَومَ تَجِدُ كُل نَفس ما عملت من خير محضراً . « 1 » خدا خيلى برانسان رافت دارد ، از اين رو او را ترسانده و مى گويد : بدان كه هر كارى انجام دهى ، همه را در پيش روى خود حاضر مى بينى و اين عمل ، رفيق خوب يا بد تو تا روز قيامت است . لذا غيبت ، آبروى مسلمان ريختن ، پرخاشگرى در خانه و بيرون و زخم زبانهاى ما مخصوصا به افراد زير دست و افرادى كه پناهى جز
هامش
( 1 ) 1 . سوره آل عمران ، آيه 30 .