كرده بودند ) كه اگر كسى يك دوره بحارالانوار را مطالعه كند يا داشته باشد ، از معارف اسلامى همه چيز دارد . مقصودم خدمات بزرگ علامه مجلسى است كه هر كدامش را كه حساب بكنى از مراتب آخر بهشت است .
شخصى خواب ايشان را ديد . عرض كردآقا در چه حال هستيد ؟
فرمودند يك چيز به درد من خورد . زمانى به مسجد مى رفتم ، تگرگ بسيار تندى شروع شد و بچه گربه اى زير رگبار تگرگ بود . من اين گربه را زير پوستينم گرفتم . پوستين را روى سرم انداخته بودم و تگرگ به هيچ كدام ما اصابت نمى نمود . وقتى كه تگرگ تمام شد بچه گربه را رها كردم . اين امر خيلى مرا كمك نمود .
مجدداًدر باره ايشان نقل مى كنند كه فرموده بود يك كار مرا خيلى كمك نمود . و آن اينكه روزى در كوچه هاى جو باره ( در اصفهان كوچه اى است بنام جوباره كه يهودى نشين وبسيار كثيف بود . اين كوچه نزديك مسجد جمعه است كه علامه مجلسى اول و دوم در آنجا نماز مى خواندند ) يك كودك يهودى را ديدم . در آن وقت يك سيب در دست من بود . زمانى كه اين كودك به من رسيد و سيب را در دست من ديد خيلى خوشحالى كرد . من سيب را به آن كودك يهودى دادم و همين امر براى من نتايج پر بارى داشت .
تجسم اعمال در آخرت
در ذكر اخلاقيات يك عارف نقل مى كنند كه فرموده بود :
من بى توفيقى عجيبى پيدا كردم و شب خواب ديدم كه من گفتند :