تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كه او را از خود مىرانيم گفته مىشود . يعنى مىفرمايد : چخ ، چخ . معلوم مىشود جهنمىها در آنجا به صورت سگ در آمده‌اند . اين تكلم دوزخيان و پاسخ خداوند قهار بود . اما حرف زدن خدا با بهشتىها از رحمانيت اوست « سلام قولا من رب رحيم » از طرف خداوند مهربان به آنها سلام داده مىشود . پيامبراكرم ( ص ) مىفرمود : از طرف خداوند به اينها نامه داده مىشود . البته باز هم ما نمىفهميم كه اين نامه نوشتن چگونه است ، يك دورنمايى است براى اين كه در ذهن ما بيايد و الا آن نامه مثل نامه‌هاى من و شما نيست : « من الحي الذي لا يموت الي الحي الذي لا يموت » اين نامه از طرف كسى است كه زنده است و هرگز نمىميرد ، به كسى كه زنده است و نمىميرد . خوب اين خيلى لذت دارد . مثل اين كه معشوق به عاشق سلام برساند يعنى كسى را بفرستد و بگويد : معشوقت به تو سلام مىرساند . اين پيغام آنقدر لذت‌بخش است كه انسان سر از پا نمىشناسد . مثلًا اگر همين امروز كسى در خانه شما بيايد و بگويد رهبر عظيم‌الشأن انقلاب ( ادام‌الله ظله ) مخصوصاً مرا فرستاده‌اند تا سلامشان را به شما برسانم ، چقدر خوشحال مىشويد ؟ ! با فرض اينكه حضرت امام بنده‌اى از بندگان خدا هستند و ما اگر ايشان را دوست داريم ، به خاطر اين است كه « عبد » هستند . حالا اگر مولى ، آن هم مولاى حقيقى ، يعنى خدا ، معبود همه و معشوق عالم هستى به كسى سلام برساند ، چقدر لذت دارد . « سلام قولا من رب رحيم » بر اينها سلام . از طرف چه كسى ؟ « قولا من رب رحيم » اين سلام گفتارى از جانب پروردگار رحيم است . « رحيم » در مقابل « رحمن » آمده . رحمن است در دنيا براى همه ، چه كافر و چه مسلمان ، اما رحيم است براى افراد خاص و خوشا به حال چنين افرادى كه سلام خدا براى آنان . در اينجا گفتار قرآن درباره بهشت و بهشتيان فىالجمله تمام مىشود . اما به تذكر در يك جا اكتفا نمىكند . مرتب جملاتى را تكرار مىنمايد و تكرارش هم خيلى بجاست . اگر تكرار نبود نقص بود . تكرار مىكند كه شايد در يك سوره‌اى ، در يك آيه‌اى ، در يك جلسه‌اى با يك جرقه ، انسان بيدار شود . لذا پس از اوصاف بهشت به معرفى جهنم و جهنميان مىپردازد .