غرائز را با اراده خودش 100 % ارضاء كند .
انسان براى چنين جايى خلق شده است . آنجا كجاست ؟ بهشت و عالم آخرت . انسان بالفطره درك مىكند كه براى اين جهان خلق نشده است و كسى هم نيست كه منكر اصل معاد شود . ادله فراوانى هم براى اصل معاد آوردهاند ، اما چون از بحثمان باز مىمانيم ، به همين مقدار كفايت مىكنيم .
تعبد به خصوصيات معاد
مطلب ديگر اين است كه اصل معاد را انسان مىتواند در كند و يك چيز علمى است كه هم از راه برهان مىشود اثبات كرد و هم از نظر فطرت قابل اثبات است . اما خصوصيات معاد ، اينها نيست بلكه همهاش تعبد است . يعنى چون قرآن گفته است ، ما هم مىگوئيم . مثلًا لحظه مرگ و آن وضعى كه براى انسان پيش مىآيد قبض روح يك امر تعبدى است . قبر ، عالم برزخ ، زنده بودن در آنجا و نحوه زندگى ، يك امر تعبدى است .
قرآن مىگويد :
« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ الي يَوْمي يُبْعَثُون
« 1 » »
در چند بحث گذشته هم گفتيم كه : حبيب نجار را وقتى كشتند ، او دلسوزى مىكرد و مىگفت : « يا ليت قومي يعلمون ، بما غفرلي ربي و جعلني من المكرمين » بهشت عالم برزخ يك تعبد است ، نفخ صور و اينكه همه مىميرند و بعد همه زنده مىشوند ، آمدن در صف محشر ، حساب و كتاب ، ميزان و شهادت ، حوض كوثر ، شفاعت و نور در آنجا و تجسم عمل به دو معنى ، رفتن به بهشت و چگونگى آن ، رفتن به جهنم و عذابها و منجمله اينكه معاد جسمانى است ، همه اينها تعبدى است . يعنى بايد ببينيم كه قرآن چه مىگويد و بپذيريم . عقل اين معنى را نمىتواند درك كند . چون عقل فقط درك كليات مىكند و هيچگاه در جزئيات نمىتواند حكم كند .
مرحوم ملاصدرا ( عليه الرحمه ) از راه اثبات حركت جوهرى اثبات معاد جسمانى مىكند « 2 » و اين يكى از براهين است ، اما به قول شيخالرئيس در شفا ، كه چه خوش مىگويد و صدرالمتألهين هم كه در اسفار مىگويند : داعى نداريم براى اثبات معاد جسمانى خود
هامش
( 1 ) - سوره مؤمنون آيه 100 « و از عقب آنها عالم برزخ است تا روزى كه برانگيخته شوند »
( 2 ) - الحكمة المتعاليه فى الاسفار الاربعه ، ج 9 ، باب 11 ، ص 185 تا 218 .