معناى عبث مثل اين است كه يك بچه براى سرگرمى خانهاى مىسازد . اين داراى غايت و فايدهاى هست ، اما فايده بچهگانه دارد . خانه را از صبح تا شب مىسازد ، شب هم كه مىخواهد برود ، آن را خراب مىكند و مىرود . اين كار براى او همان فايده بچهگانه را داشته است . به اين كار عبث مىگويند ، اما به كارى كه اصلًا فايدهاى ندارد باطل مىگويند . مثل اينكه مثلًا شما كوزههايى را بسازيد ، بعد هم همه آنها را بيندازيد و بشكنيد اين كار شما باطل است يعنى حتى نتيجه بچهگانه هم بر او بار نبوده است .
قرآن مىفرمايد اگر معاد نباشد ، عبث و باطل لازم مىآيد و اگر گفتى كار خدا عبث و باطل است ، بر مىگردد به اين كه اصلًا خدا را قبول ندارى . اگر راستى عالم خلقت به همين دنيا خاتمه مىيافت ، كسى شصت سال در اين دنيا آمده با تحمل همه مشكلاتش و يا ظلمها كه كرده با تكرار مكرراتى كه داشته ، مثلًا صبحانه خورده و به بازار رفته . ظهر برگشته ، ناهار خورده و دنبال كارش رفته است و شب آمده ، شام خورده و خوابيده ، صبح بلند شده است و باز تكرار برنامه روز قبل يعنى شصت سال تكرار مكررات . انصافاً اين يك كار بچهگانهاى نيست ؟ كوزهگرى كوزه بسازد وقتى كه انبارش پر از كوزه شد ، آنها را بشكند و دور بريزد . اين كار باطلى است . اگر بنا باشد كه انسان بيايد و بعد هم بميرد و تمام شود ، داستان همان كوزهگر پيش مىآيد . مرتب خاك نطفه ، نطفه علقه ، علقه مضغه و مضغه طفل شود . طفل به دنيا بيايد با انواع و اقسام صدمهها روبرو شود و از آنها بگذرد به سن پيرى برسد ، باز هم صدمههاى بيشترى را تحمل كند ، سرانجام بميرد و خاك شود و دوباره خوب ، اين چه شد و چه نتيجهاى داشت ؟
پس براى اين دنيا ، براى اين عالم ماده بايد نتيجه و غايتى در كار باشد . و الا اصل وجود واجبالوجود و خدا هم مورد ترديد قرار مىگيرد . علماى علم كلام از همين آيه استفاده كرده و گفتهاند اگر معاد نباشد ، عبث لازم مىآيد و چون از واجب يعنى از خدا كار بيهود و عبث سر زدن محال است ، پس بايد پس از اين عالم ، عالم ديگرى باشد .
براى اثبات اصل معاد دليل فراوان است . دليلهايى كه خيلى واضح است و احتياج زيادى هم به فكر ندارد همينطور كه در برهان فطرت ، بحث شد خصوصيات
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٩