تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
كه آنها را امر به انفاق مىكنند مىگويند : « انطعم من لو يشاء الله اطعمه » اگر خدا مىخواست به آنها هم پول و ماشين مىداد . چرا ما بايد ديگرگرا باشيم و ديگران را اطعام كنيم ، اگر خدا مىخواست خودش آنها را اطعام مىكرد . يعنى مىخواهد بگويد من كه خانه دارم خدا خواسته است و اگر او مىخواست به برادر من هم خانه مىداد ، حالا كه نداده معلوم مىشود نمىخواهد بدهد ، چرا من اين كار را بكنم ؟ اين هم براى توجيه گناهش از اين راه وارد مىشود . « ان انتم الا فى ضلال مبين » همانطور كه قبلًا متذكر شدم ، يك وقت انسان فقط در گمراهى است ، اما گاهى در گمراهى آشكار است ، يعنى يك حرفى مىزند كه همه به ريش او مىخندند . توجيه‌گرىهايش مثل توجيه كردن آن مرد است كه مال مردم را مىدزديد و صدقه مىداد . اين را « ضلال مبين » گويند و در اينجا منظور از ضلال مبين ، اينها هستند . بهتر است براى روشن‌تر شدن اين جمله توضيح مختصرى داده شود كه مشخص شود گفته‌هاى اينها تا چه اندازه بىاساس است .

وحدت تكوينى بدن در عين اختلاف

جامعه از نظر تكوين مثل يك بدن است . بدن سر دارد كه فرمانده است و اين سر ، داراى چشم و گوش و مغز است . يك « تنه » هم داريم كه انجام وظايف زيادى را به عهده دارد و پاها هم كه هر كدام نقش بسزايى دارند . حساب اشرفيت و رفعت در كار نيست و اگر هم باشد نسبى است . رفعت نسبى يعنى چه ؟ يعنى از يك جهت ، سر بهتر از پا است اما از جهت ديگر پا بهتر از سر است . سر بر پا رفعت دارد زيرا فرمان مىدهد ، موضع تفكر است و وسيله بينايى و شنوايى در آن قرار دارد ، اما پا هم رفعت ديگرى بر سر دارد . اگر پا نبود از كارآئى چشم و گوش و مغز خيلى كم مىشد . تنه ، يك رفعت بر پا دارد ، زيرا قلب و دستگاه تنفس و گوارش در تنه است و بدون آن پا به هيچ كار نمىآيد . بر سر نيز رفعت دارد ، زيرا سر بدون تنه چه فايده‌اى مىتواند داشته باشد . هر چه هم استعداد قوى باشد ، چه كارى مىتواند انجام دهد ؟ ! پس از نظر تكوين هيچكدام از قسمتهاى بدن بر ديگرى رفعت ندارند ، يعنى از نظر خارج فهميديم كه بين اعضاء بدن رفعت و امتيازى نيست . اگر رفعت و امتيازى هم باشد نسبى است .
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 223 | الشيخ حسين المظاهري