مىپرسند : آقا يادت هست كه سوار اتومبيل بودى و با چه آب و تابى به قول عوام با چه قيس و افادهاى مىرفتى ؟ آن مسافر بيچارهاى كه منتظر ايستاده بود ، چرا سوارش نكردى ؟ مىتوانستى سوارش كنى چرا سوارش نكردى ؟ پنج دقيقه ديرت مىشد ؟ خوب ديرت بشود ، در عوض كار يك مسلمانى را راه انداخته بودى .
يادت هست كه ناله همسايه را شنيدى و اهميت ندادى ؟ چرا اهميت ندادى ؟ چرا جوانهاى عزب را كه مىتوانستى زن دهى ، زن ندادى .
« وَ انْكِحُوا الايامي مِنْكُم وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُم وَ امائِكُم انْ يَكوُنوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ
« 1 » »
مىبينيد اين قرآن است ، اين دستور خداوند است . اى جامعه مبادا دختر و پسر عزب در بين شما باشد و بىتفاوت باشيد . اينها را بايد زن يا شوهر بدهيد و بدانيد روزى به شما خطاب مىشود تو كه مىتوانستى گره از كار مسلمانى باز كنى ، چرا نكردى ؟ !
بالاخره هر كس به اندازه وسع خود بايد غمخوار مردم مسلمان باشد ، نه فقط محدود به خويشان بلكه تمام مردم ، بايد به اندازه قدرت خود به فكر ديگران باشيم . حالا توجيه ما اين باشد كه بحث اخلاقى است و خيلى ساده از آن مىگذريم . شما بازارى و كارمند ، نمىدانم اسمش را چه مىگذاريد و آن جوان توجيهگر هم نمىدانم چگونه توجيه مىكند و بهرحال هر كسى براى خودش يك توجيهى مىكند ، آن جوان هم شايد بگويد اول جوانىمان است . اين حرفها براى ما نيست ، انشاءالله پير مىشويم و وقتى كه زن و خانه گرفتيم و بچهدار شديم ، آن وقتى فكرى هم براى ديگران مىكنيم . حالا برگرديم به قرآن ببينيم افراد خودگرا چگونه كار خود را توجيه مىكنند .
رمز اختلاف در جامعه
« و اذا قيل لهم انفقوا مما رزقكم الله » وقتى به آنها مىگويند : آقا چرا ديگرگرا نيستيد ؟ « قال الذين كفروا للذين امنوا » مسلمان نماها و كافرهاى حقيقى به كسانى
هامش
( 1 ) - سوره نور ، آيه 32 ترجمه : و البته بايد مردان بىزن و زنان بىشوهر و كنيزان و بندگان خود را به نكاح يكديگر در آوريد ( تا ميان مؤمنين مرد بىزن و زن بىشوهر باقى نماند و از فقر مترسيد كه ) اگر مرد و زنى فقيرند خدا به لطف خود آنان را بىنياز خواهد فرمود كه خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسيع ( و نامتناهى ) است .