چيزى بده و گرنه بچهات را مىكشيم . گفت : قبل از شما ريختند و هر چه كه در خانه بود ، بردند . شوهرم را كه يكى از اصحاب رسولالله ( ص ) بود را كشتند و ديگر چيزى در اين خانه به غير از من و اين بچه نيست . يكى از آنها بلندبلند خندهاى كرد و دوباره گفت : چيزى به ما بده و گرنه بچهات را مىكشيم . گفت : به خدا ندارم و به التماس افتاد . يكى از آنها ناگهان پاهاى بچه را گرفت ، او را از آغوش مادرش بيرون كشيد و آنچنان سرش را به ديوار كوبيد كه مغز بچه در مقابل چشم مادرش به زمين ريخت .
انسان چنين مىشود ، آن قدر پست مىشود كه هيچ درندهاى به پاى او نمىرسد . اگر مرتب قرآن مىگويد كه : آمدهام تا قساوت ، كينهتوزى و خود محورى را از بين ببرم ، به خاطر اين است كه ولو يكى از اينها ، مثل قساوت و سنگدلى ، بر انسان حاكم شود انسان را بيچاره مىكند و بسيار بيچاره .
3 - حالت توجيه گناه : حالت سوم كه از حالت اول و دوم خيلى بدتر است ، اين است كه گناه بكند و گناهش را توجيه نمايد . جرق جرداق نصرانى در كتاب امام على ( ع ) ، جمله خيلى عالى و جالبى دارد . تقاضا دارم كه اين جمله را بخصوص جوانهاى عزيز ، هميشه در ذهن خود داشته باشند و به عنوان يك يادگارى كه از من پيش آنهاست ، فراموش نكنند . « جرداق » مىگويد :
« انسان يك وقت به جايى مىرسد كه ولى خدا را در خانهء خدا « قربهً الى الله » مىكشد . » ! !
گاهى انسان غافل است و آدم مىكشد ، گاهى از روى لجاجت و عناد مىكشد و چه بسا بعد هم از كار خويش پشيمان شود ، اما يك وقت انسان لجوج است ، آدم مىكشد و بعد هم مىگويد : به به چه كار خوبى انجام دادم . چنين آدمى « ابنملجم » مىشود . على ( ع ) را مىكشد . قربهً الى الله . ابنملجم آن وقتى كه مىخواست شمشير را فرود آورد ، كار خود را وسيلهاى براى نزديكى به خدا به حساب مىآورد . مثل اين كه ما مىگوئيم : نماز مىخوانيم قربه الى الله . او هم در خانه خدا شمشير بر فرق مبارك ولى خدا فرود مىآورد ، قربهً الى الله .
چه وقت چنين حالتى براى انسان پيدا مىشود ؟ وقتى كه توجيهگر شود . تقاضا دارم گناه نكنيد . گناه در زندگىتان نباشد ، زيرا گناه انسان را بدبخت مىكند . اگر
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٠٩