جلسه شانزدهم
بسم الله الرحمن الرحيم
رَبِّ اشّرَحْ لي صَدْري وَ يَسِرْلي امْري وَ احْلُلْ عُقْدةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
خلاصه بحث گذشته
در بحث قبل گفتيم : معناى برهان نظم اين است كه اگر نظم از عالم هستى حذف شود اين جهان نابود مىشود و نيز در وجود انسان اگر عضوى از اعضايش كار خود را طبق برنامه انجام ندهد نمىتواند ادامه حيات بدهد . اگر انسان مغز ، قلب ، دستگاه گوارش دهان ، زبان و زبان كوچك ، غده بزاقى و معده و . . . نداشت ، زندگى برايش ممكن نبود . لذا وجود اينكه خالق مدبر حكيمى بر جهان حكمفرماست . اگر در عالم هستى مثلًا هوا نبود ، يعنى اين زمين ، زرهى به نام هوا نداشت ، سكونت در آن ممكن نبود . هيچ گياه يا حيوانى نمىتوانست روى زمين زندگى كند و علاوه بر اين طولى نمىكشيد كه سنگهاى آسمانى آن را نابود مىكرد .
براى هوا بيشتر از ده خاصيت ذكر شده است و اگر هوا يا دريا نبود اصلًا كرهزمين نبود . اگر بيابان نبود و گياه از زمين نمىروييد ، اين زمين نبود و الى آخر كه اين گونه نعمتها خود دليل بر نظام تام مىكند كه خالق حكيم مدبرى بر اين جهان حاكم است .
نظام اتم
در بدن انسان و جهان هستى ، چيزهايى وجود دارد كه اگر وجود نداشت ضررى به جهان هستى و انسان نمىزد . زمين و انسان وجود داشت و قابليت ادامه حيات نيز داشتند ، اما بودنش براى انسان و يا موجودات ديگر مفيد است . اين گونه نعمتها دلالت