خورشيد و هر كدام هم كه حركت ندارند مثل ماه عرضى است . « ولا الليل سابق النهار » به عكس هم نيست . اين آيه صورت ديگرش اين است كه « ولا القمر ينبغي ان تدرك الشمس » يعنى نه خورشيد به ماه مىرسد و نه ماه به خورشيد . هر كدام روى يك محور معين حركت مىكنند . الا اينكه عبارت را به عكس كرده كه اين از فصاحت و بلاغت قرآن است و نگفته « لا الشمس ينبغي لها ان تدرك القمر و القمر ينبغي ان تدرك الشمس » اين از نشانههاى خداست ، نه شمس مىتواند به ماه رسد و نه اينكه ليل را توان سبقت بر نهار است . « و كل فى فلك يسبحون » و همه اينها در فضا شناورند . از كجا پيامبر مىدانست كه خورشيد شناور است ؟ اينها چيست ؟ آن زمانها هيئت بطليموسى در مجامع علمى مطرح بود ، به علاوه كه مردم حجاز در مكه و مدينه و . . . معمولًا مردم بىسوادى بودند و از اين حقايق كمترين اطلاعى نداشتند . اگر كسى هم باسواد بود ، مبانى هيئت بطليموسى كه مورد اذعان همه بود و همه به آن اعتراف داشتند و اين هيئت معتقد بود كه : اين ستارههايى را كه شما مىبينند ، همهاش ميخكوب است ، مثل ميخى كه به سقف آسمان كوبيده شده و مىگفتند : جهان مثل پياز است . همانطور كه پياز پوسته اول دارد ، پوسته دوم دارد و . . .
آسمان هم فلك اول دارد ، فلك دوم دارد . . . ! و مىگفتند ستارهها به اين پوسته اول ميخكوب است ، هيچ يك از اينها هم حركت ندارند فقط آن بچه پياز داخل حركت مىكند ، حركت اين عالم هم درست مثل همين پياز است .
آن وقت يك انسانى كه سواد هم ندارد از يك شبهجزيره به پا خيزد و قرآنى بياورد كه حقايق را بدون كوچكترين اشتباه بيان كند . از جمله : بگويد اين هيئت بطليموسى كه شهره آفاق شده است ا شتباه مىكند ، بلكه « كل في فلك يسبحون » همهء اينها شناورند . اصلًا فلك نداريم ، فلك يعنى چه ؟ اين حرفها همه اشتباه است ! اظهار اين حرف در آن زمان خيلى اهميت داشته ، يك تنه قد علم كردن در مقابل دنياست ، يعنى همه دنيا حرفى را بزند و يك نفر تنها در مقابلشان بايستد و بگويد نه ! همه اشتباه مىكنيد . « كل في فلك يسبحون » اين خيلى جرأت مىخواهد . اين جرأت فقط زبينده پيامبراكرم ( ص ) و حامل وحى است كه هم ببيند همه دروغ است و هم بگويد همه اينها دروغ است و پس از قرنها يك روز هم علم بيايد و گفته او را تأييد كند كه بله درست است : « و كل في فلك يسبحون » همه اينها يعنى نه تنها خورشيد و ماه ، مابقى
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٠٠