است ، يعنى ظاهرش مؤنث است ، ولى در واقع و نفسالامر مؤنث نيست ، لذا ضمير مذكر به او برگردانده شده است ، « ليأكلو من ثمره » براى اينكه مردم از ميوهآن باغها استفاده كنند . « و ما عملته ايديهم » مىدانيد كه كاشتن درخت و دانه و شخم زدن و آب و كود به موقع دادن و . . . به دست انسان است اما ميوه دادن گياه و سبز شدن درخت و رشد آن هدايت تكوينى است ، يعنى پس از كاشتن بذر و غرس نهال ، ديگر جوانه زدن بذر حركت ساقه رو به بالا و محكم شدن ريشهها در زير زمين براى جذب غذا و حفظ آن ، سپس برگ و شكوفه دادن گياه و آن گلبرگهاى زيبا و ريختن آنها و بعد به بار نشستن آن هيچكدام در اختيار انسان نيست . قرآن مجيد در سوره واقعه به اين واقعيت اشاره مىفرمايد :
« ءَانْتُمْ تَزْرَعُونَهُ امْ نَحْنُ الزّارِعُونَ
« 1 » »
زارع كيست ؟ به قول عربها شما « حارث » هستيد . يعنى فقط بذر را در زمين دفن مىكنيد و زمينهسازى بيش نيستند . تنها شخمزدن و آب دادن و . . . بوسيله شماست ، گرچه در اين عمل تام هم تمام نيروى شما حتى فكرتان به دست قادر متعال اعمال مىشود . ولى شكفته شدن دانه و حيات زمين و بذر و . . . در دست شما نيست . پس با كمى تفكر ، اين نكته را راحتتر مىتوان درك كرد كه ما هيچكاره هستيم و دست قادر متعال در كار است . لذا قرآن مىفرمايد « ما عملته ايديهم » دست شما ، يعنى كار شما اين عمل را انجام نداده است . اگر ميوه است ، ميوه را خدا داده است ، « افلا يشكرون » لذا « ما » در « ما عملته » نافيه است يعنى آنچه دستهاى شما انجام نداده . گلابى روى درخت را ، دست شما نياورده ، خدا داده است . آمدن گلابى دست شما نيست . شما اگر بخواهيد كه يك درخت گلابى مقدار زيادى گلابى بدهد ، در اختيار شما نيست و اگر هم بخواهيد اصلًا ميوه ندهد ، باز هم دست شما نيست . آنچه دست شما است ، اين است كه زمينهاى را فراهم كنيد ، تا اين درخت زنده و بارور شود ، اما بارور شدن دست خداست ، پس چرا شكرگزار نيستيد ؟ يعنى چرا در عالم وجود ، شرك مىآوريد ؟ چرا منكر خدا مىشويد ؟ وقتى كه خداوند همه كارها را انجام مىدهد ، اين ناشكرى است كه انسان در عالم وجود براى خداوند شريك قائل شود يا اصلًا قائل به خدا نشود . هر دوى اينها نمكنشناسى است و عقل مىگويد ، كه
هامش
( 1 ) - سوره واقعه آيه 63 ترجمه : آيا شما آن ( گياه ) را رويانديد يا ما روياننده آن هستيم ؟