ما سميعيم و بصيريم و خوشيم * با شما نامحرمان ما خاموشيم
اين كتاب شبانهروز تسبيح خدا مىكند ، سميع است ، بصير است و گوياست . اما چون من نامحرمم ، در مقابلم خاموش است . اگر محرمراز شدم ، اگر گوش شنوا پيدا كردم ، كمكم تسبيح موجودات را مىشنوم .
مرحوم آخوند كاشانى از علماى اصفهان و فيلسوفى عارف و وارسته بوده است كه شاگردانشان درباره ايشان حرفها مىزنند . يكى از شاگردانشان نقل مىكرد كه : مرحوم آخوند ( ره ) به او گفته بود ، وقتى من نماز شب مىخوانم ، تسبيح موجودات و تسبيح درختهاى مدرسه صدر را مىشنوم .
قرآن مىفرمايد : «
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنّا فَضْلًا يا جِبالُ اوِّبي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ النَّالَهُ الحَديد
« 1 » »
وقتى حضرت داود زبور را مىخواند وقتى كه وى راز و نياز مىكرد ، كوهها و پرندگان همراه او راز و نياز مىكردند . حالا به قول قرآن ما گوش شنوا نداريم بماند ، ولى افراد هستند كه گوش شنوا دارند . گوش بايد داودى باشد تا تسبيح كوه و پرندگان را بشنود . « يا جبال اوبى معه و الطير » اين « اوبى » تشريع نيست ، تكوين است .
يعنى نحوه خلقت كوه ، آن جنبه ، « يدرَبّى » اش اين است كه تسبيح مىكند و سبحانالله مىگويد .
« سُبحان اللهِ عَمّا يَصِفُون
« 2 » » يعنى يك انسان كه مثلًا پيرو مكتب كمونيسم است ، دلش كمونيست است ، عقيده و زبانش كمونيست است ، اما تمام اعضاء و جوارح همين آدم مىگويد : « سبحان الله عما يصفون » يعنى مرگ بر تو با اين عقيدهات : دست ، پا ، چشم ، گوش و مغز او مىگويد مرگ بر عقيدهات ، پاك و منزه است خدا از اين كه بگويى خدايى در اين جهان نيست . كسى كه بتپرست است ، كسى كه هوى و هوسپرست است و آنكس كه شيطان را مىپرستد ، اعضاء و جوارحش به او مىگويند مرگ بر تو و بر شرك تو باد و بالاخره يك روز هم دشمنى اين اعضاء و جوارح بروز مىكند و ظاهر مىشود ، يعنى حالا خيال مىكنم كه دست من
هامش
( 1 ) - سوره سبا ، آيه 10 « و ما حظ و بهره داود را به فضل و كرم خود ، كاملًا افزوديم و امر كرديم كه اى كوهها و اى مرغان ، شما نيز با تسبيح و نغمه الهى داود هم آهنگ شويد و آهن سخت را ( چون موم ) به دست او نرم گردانيديم »
( 2 ) - سوره مؤمنون ، آيه 91 « منزه است خداى تعالى از آنچه توصيف شود »