« سبحان الذي خلق الازواج » پاك و منزه است . يعنى شرك در او راه ندارد ، انكار در وجود او راه ندارد . فرق « تسبيح » و « حمد » « سبحان » و « الحمد » اين است كه مثلًا اگر شما بگوييد : « الحمدلله رب العالمين » اين را حمد گويند ، « شكراً للّه » اما اگر خدا را تنزيه كنيد از اين كه شريك و نظيرى داشته باشد ، يا منكر اصل وجود خدا نشوى و او را تنزيه كنى ، يعنى خدا در اين عالم هست ، آن هم يكى است ، اين را تسبيح گويند .
قرآن شريف هم مىگويد : عالم وجود همه و همه تسبيح خدا را مىكنند . بدبخت اين انسان است كه نه تنها تسبيح نمىكند ، بلكه منكر وجود خدا مىشود و الا همان كسى هم كه بتپرست است ، همان كه كافر است ، گلبولهايش از نظر قرآن تسبيح مىكند . همان زبان و دستى كه با آن اظهار شرك مىكند و با اراده بر سر مردم مىكوبد ، آن جنبه « يدربّى » اش تسبيح خدا مىكند .
« يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الارْضِ لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ
« 1 » »
عالم هستى به تسبيح خداوند مشغولند . بعضى كه مىخواهند اين « يسبح لله » را معنى كنند ، مىگويند : تسبيح تكوينى است ، يعنى هر موجودى يا به قول آن شاعر ، دل هر ذره را كه بشكافى دلالت بر اين مىكند كه درون آن خدايى هست . يعنى عالم وجود ، نشانه بر وجود خداست . اما ظاهراً چنين نيست ، زيرا اگر اين بود ، همه مىفهميدند ولى قرآن مىگويد تسبيح موجودات را نمىشنويد .
« تُسَبِّحُ لَهُ السَّمواتُ السَّبْعُ وَ الارْضُ و مَنْ فيهِنَّ وَ انْ منْ شييٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ انَّهُ كانَ حَليماً غَفُوراً
« 2 » »
هيچ چيزى در عالم وجود نيست مگر اين كه خدا را تسبيح مىگويد اما شما نمىفهميد . دل مىخواهد كه بفهمد و گوش مىخواهد كه بشنود . بعضى از گوشها مىشنود . به قول مولوى ، در مثنوىاش :
هامش
( 1 ) - سوره تغابن ، آيه 1 « هر چه در آسمانها و زمين است تسبيح خدا مىگويد ستايش و حكومت مخصوص ذات اوست »
( 2 ) - سوره اسراء ، آيه 44 ترجمه : آسمان هفتگانه و زمين و هر كه در آن است همه تسبيح او گويند چيزى نيست مگر اينكه به سپاس او تسبيح گويد و ليكن شما درك تسبيح آنان نمىكنيد تحقيقاً او بردبار بخشنده است .