درخت و گياهان مختلف را از آن مىروياند .
وَ جَعَلْنا فِيهَا جَنَّتٍ مِّن نَّخيِلٍ وَ أَعْنَبٍ وَ فَجَّرْنَا فِيها مِنَ الْعُيونِ ( 34 ) « و در زمين باغها از نخل خرما و انگور قرار داديم و در آن ( روى زمين ) چشمههاى آب جارى كرديم »
ب ) باغها و چشمهساران : نشانه ديگر براى مردم كه مدبر حكيمى بر اين جهان حاكم است ، زمين است ، زمين از چه جهت ؟ از اين جهت كه باغهايى در اوست « جنات » جمع « جنت » است يعنى باغ « وجعلنا فيها جنات » و قرار داديم در اين زمين باغهايى ، اين باغ « من نخيل و اعناب » « من » در اينجا « مِن بيانيه » است يعنى بعد از آن براى بيان اجمال قبل است و قرار داديم بر روى زمين باغهايى را كه عبارتند از ، نخلستان و تاكستان و امثالهم . اين « من نخيل و اعناب » از باب مثال است . لذا شامل باغهاى گلابى و سيب و . . . هم مىشود . نشان ديگر بر اين كه يك مدبر حكيمى بر او حاكم است « وفجرنا فيها من العيون » در اين زمينه چشمههايى را جارى مىكنيم . اگر آب نباشد ، معلوم است كه جنبندهاى بر روى زمين نخواهد بود . اين آبها از ردون زمين مىجوشد كه آن را چشمه مىنامند و گاهى به صورت منابع زيرزمينى است كه به وسيله كندن چاه و حفر قنوات و مكندهها و موتورها و . . . بيرون مىآيد و اين از نشانههاى وجود خدا و قدرت و . . . تدبير اوست .
لِيَأكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَ مَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِم أَفَلا يَشْكُرُونَ ( 35 ) « تا مردم از ميوه آن باغها تناول كنند و از انواع غذاهايى كه ( از اين ميوه و نباتات ) به دست خود عمل مىآورند نيز تغذيه آيا نبايد شكر اين نعمتها را به جاى آرند ؟ »
اين « ليأكلو من ثمره » متعلق به « وجعلنا فيها جنات » است . يعنى باغهايى را بر روزى زمين ايجاد كرديم و چشمههايى را جارى ساختيم ، بر اين كه مردم از آن استفاده كنند . « ه » ثمره ، به « جنات » بر مىگردد ، ولو اينكه جنات جمع است ، آن هم جمع به « ات » و ثمره هم بايد « ثمرها » باشد ، اما چون « جنات » تأنيشش لفظى
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٨٩