جلسه پانزدهم
بسم الله الرحمن الرحيم
رَبِّ اشّرَحْ لي صَدْري وَ يَسِرْلي امْري وَ احْلُلْ عُقْدهً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
خلاصه بحث گذشته
در قسمت گذشته درباره برهان نظم بحث شد وآياتى از قرآنكريم را مورد بررسى قرار داديم كه دلالت داشت بر اينكه : عالم خدا دارد ، منظم دارد ، خالق حكيم مدبرى بر آن حاكم است وضع هم از يك صانع است .
و اكنون در تعقيب بحث قبل ، به بررسى و دنباله آيات سوره « يس » مىپردازم .
وَ ءَايَهٌ لَّهُمُ الارْضُ المَيْتَهُ أَحْيَيْنَهَا وَ أَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ( 33 ) « و يك برهان ( بر اينكه ما مردگان را زنده مىكنيم ) آن است كه ما زمين مرده را ( به باران رحمت ) زنده كرده و از آن دانهاى كه قوت و روزى خلق شود مىرويانيم « 1 » »
نشانههاى خداوندى
الف ) احياى زمين مرده : اين آيه نشانهاى است براى وجود خدا و اين كه او يكى
هامش
( 1 ) - ممكن است در بعض تفاسير ببينيد كه يك نشانه و يك برهان براى اين كه مردهها را زنده مىكنيم آن است كه زمين مرده را زنده كرده و از آن دانهاى كه روزى خلق مىشود مىرويانيم . اين بيان با گفتارى كه عرض شد آيه يعنى نشانه براى وجود خدا و قدرت خدا هيچ تنافى ندارد چرا كه آنان كه شك در معاد و رستاخيز دارند اين شك ناشى از اين است كه خدا را قادر نمىدانند ولى خدايى كه قادر است زمين مرده را زنده كند و حيات دهد و موجودات ذىحيات از خاك برون آرد مىتواند انسان مرده را هم زنده كند . در واقع شك در معاد ، ناشى از خدانشناسى است و گرنه اگر خدا را قادر بدانيم شكى باقى نمىماند ، كه مىتواند مرده را هم حياتى ديگر دهد .