بايد نمكشناس باشيم ، از اينها پى به مدبر حكيم در اين عالم ببريم و اين حكيم را هم يكى بدانيم و نه بيشتر ، شكرگزار باشيم و كفر نورزيم شكر نعمت در اينجا ، شكر در عبادت نيست ، شكر در اين است كه قائل به وجود خدا شويم و براى خدا شريك نياوريم . قرآن از اينكه انسان شاكر نيست و براى خداى مدبر حكيم شريك قائل مىشود ، رنج مىبرد . لذا گاهى اوقات مىفرمايد : «
وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ
« 1 » »
مردم حق خدا را اداء نكردهاند . راستى هم نكردهاند ، بعضى اصلًا خدا را قبول ندارند و بعضى به خدا قائلند اما براى او شريك مىآورند . بعضى بر فرض اين كه بت نمىپرستند ، شرك در عبادت دارند . به جاى متابعت كردن از خدا ، متابعت از شيطان مىكنند . در بعضى اوقات مىفرمايد : « قُتِلَ الانْسانُ ما اكْفَرَه » « 2 » مرده باد اين انسان كه چقدر نمكنشناس است ، جداً هم اين دو آيهاى را كه خواندم يك نوع حسرتى است كه خداوند براى انسانها مىخورد . همينطورى كه دو سه آيه قبل بود « يا حسره علي العباد ما يأتيهم من رسول الا كانوا به يستهزؤن » اى واى به اين انسان ، حسرت و ندامت براى اين انسان ، خيلى موجب تأسف است كه اين انسان هر پيامبرى كه آمد مسخرهاش كرد .
« افلا يشكرون » ، هم به جاى همين « و ما قدروا الله حق قدره » است و هم به جاى « قتل الانسان ما اكفره » استفهام « افلا يشكرون » توبيخى است ، يعنى چرا ناشكرى مىكنى ؟ را به خدا قائل نيستى ؟ چرا شرك مىآورى ؟ مرده باد اين انسان نمكنشناس .
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الأَزْواجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ وَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ ( 36 ) پاك و منزه است خدايى كه همه ممكنات عالم را جفت آفريده چه از نباتات ( و حيوانات ) و چه از نفوس بشر و ديگر مخلوقات كه شما از آن آگاه نيستيد .
ج ) تسبيح خداوندى : اينجا فقط عبارت تغيير كرده است و گرنه باز هم يكى از نشانههاى خداست . به جاى اين كه بگويد : « وآية لهم الذي خلق الازواج » گفته است :
هامش
( 1 ) - سوره انعام آيه 91 .
( 2 ) - سورهءعبس ، آيه 17 اى كشته باد انسان ( بىايمان ) چرا تا اين حد كفر و عناد مىورزد .