تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
چيز شده‌اند ، در بن‌بست‌ها خدا را مىيابند . قرآن به اين موضوع توجه مىدهد و مىفرمايد :
« فَاذا رَكِبُوا فِي الفُلْكِ دَعَوُ اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَما نَجّيهُمْ الَي البَرِّ اذاهُمْ يُشرِكُونَ »
« 1 » وقتى در وسط دريا گرفتار طوفان شد ، كشتىاش متلاطم گشت و چاره‌اش از همه جا بريده شد ، نه اميدى به نجات كشتى بود و نه راهى براى رسيدن به ساحل . وقتى از همه كس و همه چيز مأيوس و نااميد شد ، آنجا خدا را در مىيابد . وقتى كه از كشتى و تلاطمش و از دريا و موجش خلاص شد و دوباره به زندگى برگشت ، خدا را فراموش مىكند . ديگر خدا را نمىيابد ، بلكه خود و اسباب و عناد و لجاج با علم و برهان در رد خدا موردنظر او قرار مىگيرد . امثال اين مورد براى همه ما پيش آمده است . بايد هم پيش بيايد ، يعنى به بن‌بست‌هايى برسيم ، تا به طور ناخودآگاه ناله خدا خدايمان بلند شود . يكى از بزرگان مىگفت : دكترى بود كه اصلًا منكر خدا بود ، هر چه براى او دليل مىآورديم ، يا نمىگذاشت حرفهايمان را تمام كنيم يا لجاجت مىكرد و جوابهاى بىسروته مىداد ، تا اينكه براى پسرش حادثه‌اى پيش آمد كه احتياج به يك عمل جراحى فورى داشت . چون با دكتر خيلى صميمى بوديم با هم به بيمارستان رفتيم ، بچه را مهيا كردند براى جراحى و به اطاق عمل بردند . طبيعى است كه ما را به اطاق عمل راه نمىدادند . دكتر پشت در اطاق ايستاده بود ، متوجه شدم پيش خودش دارد دعا مىكند : اى خدا تو بچه‌ام را شفا بده ، به من رحم كن ، خدايا اين بچه را به من ببخش . رفتم جلو و گفتم : فلانى چه مىگويى ؟ تو كه منكر خدا بودى ! گفت : تو را به خدا و لم كن و بگذار بچه‌ام را از خدا بگيرم . آن موقع كه آپولو 13 در كره ماه خراب شد ، مىخواستند با بىسيم‌ها و وسايل ارتباطىشان تا مىتوانند ، آنها را نجات دهند . اما وقتى كه دسترسى آنها از همه جا قطع شد ، صداى « خدا ، خدا » ىشان از آنجا به گوش جهانيان رسيد .
هامش
( 1 ) - سوره عنكبوت آيه 65 ترجمه : وقتى كه سوار كشتى مىشوند خدا را با خلوص مىخوانند و ليكن وقتى آنها را به خشكى نجات داديم ناگهان مشرك مىشوند .