برهان امكان و برهان دور و تسلسل ، كه همه اينها براى علماى علم كلام و براى طلبههاى حوزه خوب و مفيد است . ملاصدرا ( ره ) مىتواند برهان صديقين را هضم كند . نظير فرضيه نسبيت انيشتن است كه براى همه كس قابل فهم نيست فقط براى اهل فن خوب است ، ولى براى كسانى كه در اين رشتهها استخوان خرد نكرده باشند خالى از اشكال نيست . علاوه بر اين كه برهان فطرت و نظم فقط اثبات وجود خدا نمىكند ، بلكه هم اثبات وجود خدا مىكند و هم اثبات توحيد ، هم اثبات نبوت ، هم اثبات عدل ، هم اثبات امامت و هم اثبات معاد . نحوه دليل چنين است و به همين جهت برهان نظم و برهان فطرت بر ساير براهين امتياز دارد .
تعريف برهان فطرت
مراد از برهان فطرت اين است كه اگر انسان خرافات را كنار زند ، اگر از اسباب و علل در اين دنيا صرفنظر بنمايد ، اگر خود را خالى از همه اصطلاحات فيلسوفان و عرفا كند و اگر صفات رذيله را از خود دور سازد ، خدا را مىيابد ، نظير تشنهاى كه تشنگى را در مىيابد . اين معناى برهان فطرت است .
عصر ماه مبارك رمضان شما تشنگى را درك مىكنيد اما نمىتوانيد آن را توصيف كنيد نه شما بلكه استاد فيزيولوژى هم نمىتواند آن را توصيف كند . اگر كسى بخواهدن وجدانيات را تعريف كند نمىتواند به قول ما طلبهها « يُدْرَك وَ لا يُوصَف » « 1 » است .
گرسنگى چيست ؟ دركش خيلى آسان است . عصر ماه مبارك رمضان همه شما گرسنگى را درك مىكنيد ، اما نمىتوانيد آن را تعريف كنيد ، ولى براى انسان وجدانى است كه درك مىكند گرسنگى و تشنگى يعنى چه ؟
وجود خدا چنين است كه اگر انسان بتواند وجدان خود را حاكم قرار دهد ، خدا را مىيابد ، با چشم وجدان كه بالاتر از ديدن است ، خدا را مىبيند و مىيابد ، مثل كسى كه سيرى را مىيابد . اين حالت در بنبستها براى عموم مردم اتفاق مىافتد ، براى همه و همه ، براى آنها كه خدا را قبول دارند و آنها كه خدا را قبول ندارند ، حتى آنهايى كه دليل مىآورند خدا وجود ندارد و آنهايى كه يك عمر از روى لجاجت منكر همه
هامش
( 1 ) - درك مىشود ولى توصيف نمىشود ، يافتنى است نه آموختنى .