جلسه دوازدهم
بسم الله الرحمن الرحيم
رَبِّ اشّرَحْ لي صَدْري وَ يَسِرْلي امْري وَ احْلُلْ عُقْدةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي يَحَسْرَةً عَلَي العِبادِ مَا يَأتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ ( 30 ) « و احسرتا بر اين بندگان ( گمراه و لجوج و واى به حالشان ) كه هيچ رسولى براى هدايت آنها نيامد جز آنكه او را به استهزاءو تمسخر گرفتند »
و الآن هم شايد همينطور باشد ! و واى به حال آن عده از مردم كه هر چه حق و حقيقت مىبينند نمىپذيرند و از روى عناد و لجاجت خود را در « ضلال مبين » و گمراهى آشكار نگه مىدارند .
در بيان تفسير اين آيه شريفه ، بيانات مختلفى در تفاسير آمده است كه فقط به بيان دو نظريه مىپردازيم .
از مرحوم طبرسى است كه « در قيامت ، بندگان حسرت مىخورند كه چرا رسولان الهى را به مسخره گرفتند » « 1 » اما آنچه بهتر به نظر مىرسد بيانى است كه مرحوم علامه طباطبايى دارند كه : آنقدر كار بدبختى اين بندگان بالا گرفته كه خود خداى تعالى به وضع اسفبارشان توجه مىدهد . واحسرتا بر اين بندگان ، چرا اينها به دست خود تيشه به ريشهء خويش مىزنند ؟ !
هامش
( 1 ) - تفسير مجمعالبيان ، ج 8 ، ص 422 .