كن « اذْهَبا الي فِرْعَونَ انَّهُ طَغي فَقُولًا لِّيناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْيَخْشي « 1 » » « لعل » در اينجا به معناى « يحب » است . يعنى دوست مىدارم آدم شود ، برو ، اما تند نشو با زبان خوش ، با موعظه ، با تلطف جلو برو ، شايد كه آدم شود .
لذا انسان معاند نشود ، جهنم نمىرود ، جهنم براى معاند و لجوج است . در دنيا هم تا اتمام حجت نشود و به قول عوام تا چادر را يك شاخ نيندازد ، خداوند روى ناخوش به او نشان نمىدهد . خدا خيلى حليم است . حاضر است پيامبرانش كشته شوند ، اما اين مردم آدم بشوند .
به همين جهت ، حبيب نجار موعظهاش را شروع مىكند و مىگويد : اين پروردگار من تنها نيست كه شما بر آن سجده كنيد . اين خداى خودتان است . اين كسى است كه شما را خيلى دوست دارد ، شما را خلق كرده و قيام شما به اوست . قيوميت علىالاطلاق بر اين جهان دارد ، چرا او را رها مىكنيد ؟ « اني امنت بربكم فاسمعون » خوب چه كردند ؟ قرآن بعد از اى ن را ديگر نقل نمىكند اما چنين فهميده مىشود كه جواب او هم سنگ بود . بر سرش ريختند ، با سنگ و چوب و لگد و مشت او را له كردند و كشتند . چه كرده بود ؟ ! موعظه مىكرد . قرآن ، ديگر كشتن و نحوه كشتنش را ندارد . يكى از شاهكارى قرآن همين ايجاز است ، يعنى آنجا كه توضيح يك مطلب لازم نيست صرفنظر مىكند .
« قيل ادخل الجنة قال يا ليت قومي يعلمون » « قيل ادخل الجنة » يعنى او را كشتند ، و وقتى كشته شد ، ما به او خطاب كرديم : بندهام برو به بهشت . او وقتى مرگ را مىبيند جاى خود را هم در بهشت مىبيند چنانچه فاسق ، لجوج و عنود كه حجت برايش تمام شد دم مرگ جهنم را مىبيند خطاب شد : « قيل ادخل الجنة » او چه مىگويد ؟ در آنجا هم دلش براى اين مردمى كه او را كشتند مىسوزد : « قال يا ليت قومي يعلمون بما غفرلي ربي و جعلني من المكرمين » اى كاش اينهايى كه مرا كشتند ، مىدانستند ، مىفهميدند و مىديدند كه به كجا دارم مىروم .
يعنى اى كاش اينها مىفهميدند كه اگر دست از عنادشان بردارند ، چه مقام و چه جايى دارند . اى كاش چشم بصيرت داشتند و دست از لجاجت بر مىداشتند و اى
هامش
( 1 ) - طه آيه 43 ترجمه : برويد به سوى فرعون كه طغيان كرد و با او با زبان نرم صحبت كنيد شايد به خود آيد يا بترسد .