كاش اين قوم من مىدانستند « بما غفرلي ربي » كه خدا مرا آمرزيد . « وجعلني من المكرمين » و مرا از مكرمين قرار داد .
« عباد مكرمين » در قرآن آن مرتبه عالى عبوديت است و بهشتى هم كه دارد ، غير از بهشت معمولى است .
ديگر حال حق اينها عذاب است ، صبر اندازه دارد ، حلم اندازه دارد ، وقتى كه اصلاح نشد ، پاداش سنگ ، سنگ است . پاداش آدم عنود مرگ و عذاب است . لذا قرآن مىگويد : وقتى حبيب نجار را كشند ما هم برايشان عذاب فرستاديم . اما چگونه ؟
وَ مَآ أَنزَلْنا عَلَي قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّماءِ وَ ما كُنَّامُنزِلِينَ ( 28 ) « و ما پس از او ( يعنى حبيب نجار ) بر قومش لشكرى از آسمان نفرستاديم ( تا به ايمان مجبورشان كنند ) هيچگاه ( بر ملتى ) چنين نكردهايم »
بعد از حبيب نجار سپاهى از آسمان بر قوم او نفرستاديم . لشكر لازم نيست كه از آسمان بيايد يك فرياد جبرئيل همهشان را نابود كرد :
إِنَ كَانت إِلَّا صَيْحَةٍ وَحِدَةً فَإذَا هُمْ خَمِدُونَ ( 29 ) « نيست عقوبتشان جز يك صيحه عذاب آسمانى كه ناگهان همه هلاك شوند » « فاذا هم خامدون » يعنى آنها ناگهان ساكت شدند . سكوت چطورى ؟ سكوت از نظر جسم ، تنها مرد و ساكت شد ، اما دلها بلند شد . لذا در روايات مىخوانيم كه وقتى جان ظالم را بگيرند ، وقتى جان معاند را بگيرند ، با سيخ آهنين مىگيرند . مثل اينكه تمام رگهاى او را از تمام بدنش بيرون آورده باشند ، فريادى مىزند كه فريادش كسانى را كه گوش شنوا دارند تكان مىدهد .
در روايات مىخوانيم : پيغمبراكرم ( ص ) با صحابه در مسجد نشسته بودند كه صداى مهيبى به گوش رسيد و همه وحشت كردند . حضرت فرمودند آيا دانستيد اين چه صدايى بود ؟ گفتند خدا و رسولش بهتر مىدانند . فرمودند : سنگى بود كه هفتاد سال پيش به قعر جهنم رها شد و الآن به ته دوزخ رسيد و اين صدا از رسيدن آن به ته دوزخ بود . هنوز كلام حضرت تمام نشده بود كه از منزل يكى از منافقين فرياد
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٠