« ما يأتيهم من رسول الا كانوا به يستهزؤن » اين فراز در بيان علت حسرت خداوند است ، مىدانى چرا تأسف بر اينها ؟ براى اينكه همه هدايتگران الهى را به مسخره مىگيرند .
در اينجا چند نكته قابل توجه است :
1 - همه بندگان در طى قرون متمادى با رسولان اين گونه بودهاند .
2 - داشتن چنين روحيهاى مورد مذمت است .
3 - كلمه « عباد » كه در آيه آمده ، گوياى اين است كه : تو بندهاى و بنده را جز بندگى نشايد ، تو كه همه چيزت از اوست چرا اين گونه برخورد مىكنى ؟ ! « العبد و ما فى يديه كان لمولاه » و اگر عبدى مخالفت كند ، مولايش از او بسيار ناراحت مىشود .
4 - لفظ « عباد » شامل همه مردم است و در عين حال نوعى مهر و محبت را مىرساند كه : تو بندهاى و مولى نظر ديگرى به تو دارد ، ناسپاسى چرا ؟ ! از تو توقع ندارد فرستادهاش را به مسخره بگيرى ! ! !
أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ القُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ( 31 ) « آيا نديدند چه بسيار طوايفى را پيش از اينان هلاك كرديم كه ديگر ابداً به ديار اينان ، باز نگشتند »
اين آيه مباركه در مقام اثبات اصل ديگرى است .
معنى هلاكت
هلاكت غير از مردن است . لفظ « مردن » يا « مرگ » موقعى به كار مىرود كه مىخواهد انتقال به سراى ديگر را بيان كند و ديگرى كارى به كيفيت كرگ و نحوه مردن ندارد ، در حالى كه « هلاكت » براى مرگى ذليلانه همراه با نوعى پستى و پليدى ، به كار مىرود ، مرگى همراه با ترس و عذاب و فقر « 1 » اين تعبير ، بيشتر به مرگ كفار و معاندين اطلاق مىگردد .
خوب بنگريد كه اعمال شما چون امم گذشت نباشد كه به عذاب گرفتار مىشويد
هامش
( 1 ) - يقال للعذاب و الخوف و الفقر ، الهلاك ( مفردات راغب ، ص 545 ) .