كه از آن ارتزاق مىكردند ، خواستم چون كشتىهاى بى عيب را پادشاه به قصب مىگرفت اين كشتى را ناقص كنم . تا براى آن خانوادهء فقير باقى بماند و اما آن غلام را كه به قتل رساندم او كافر بود اما پدر و مادرش مؤمن بودند از آن مىترسيدم كه آن پسر آنها را با فريب به خوى كفر و كيش خود درآورد و من خواستم تا به جاى آن فرزند ، خداوند به آنها اولادى بهتر و صالحتر بدهد . اما آن ديوار را كه تعمير كردم بدين جهت بود كه زير آن گنجى از دو طفل يتيم كه پدر صالح داشتند نهفته بود ، و خدا خواست كه آن اطفال به حد رشد رسند و آن گنج تا آن زمان در ديوار باقى بماند تا به لطف خدا آنها گنج را بيابند .
من اين كارها نه از پيش خود بلكه به امر خدا انجام دادم . اين است باطن كارهايى كه تو طاقت و ظرفيت انجام آن را نداشتى .
معاد در قرآن (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٠