ملكوتى وى مىباشد و در فلسفه آن را با نام « روح » مىشناسند . بنابراين انسان مركّب از « روح » و « جسم » است و ترقّى و تكامل او هم به واسطهء همين تركيب است . لذا ملائكه چون فقط از بعد معنوى برخوردارند ، تكامل ندارند . همچنانكه حيوانات فقط بعد مادّى دارند و تكامل در وجود آنان راه ندارد . و در عالم هستى فقط انسان تكامل دارد و اين ترقى و كمال او نيز دائمى است .
سالك بايد با فعّاليّت براى تأمين احتياجات بعد مادى ، جسم خود را مهيّا كند و از آن به عنوان وسيله و مركب براى عروج بعد معنوى بهره بگيرد . كسى كه صرفاً به تقويت بعد معنوى مىپردازد و به جسم خود و زندگى مادى و نعمتهايى كه خداوند براى او قرار داده است ، توجّهى ندارد ، نمىتواند پرواز كند و زمينگير مىشود . چنين كسى در واقع مقدمات پرواز را فراهم كرده است ولى وسيلهء پرواز ندارد و لذا از حركت باز مىايستد .
روزى رسول اكرم ( ص ) خبردار شدند كه سه نفر هم قسم شدهاند كه تارك دنيا باشند . يكى گوشت نخورد ، ديگرى بوى خوش استشمام نكند و سوّمى با زنان مباشرت نداشته باشد . آن سه نفر كنج عزلتى براى خود برگزيده و مشغول عبادت بودند . پيامبر اكرم ( ص ) به اندازهاى عصبانى شدند كه ميان روز و در حالتى كه يك طرف عباى ايشان روى زمين مىكشيد ، با سرعت به مسجد آمدند و به مؤذّن دستور دادند كه مردم را به مسجد فراخواند .
مردم دريافتند حادثهء بسيار مهمّى نظير جهاد رخ داده است كه پيامبر اكرم ( ص ) اينگونه آنان را به حضور در مسجد مىخوانند . از اين رو همه در مسجد گرد آمدند . آنگاه پيامبراكرم ( ص ) روى پلهء اوّل منبر ايستادند و فرمودند : « اى مردم من كه پيامبر شما هستم ، تشكيل خانواده مىدهم ، غذا مىخورم ، خواب مىروم و با مردم تماس دارم . » سپس افزودند :
« فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي »
يعنى هركس غير از اين شيوه براى زندگى برگزيند ، مسلمان نيست . بعد هم به دنبال آن سه نفر فرستادند و آنان را
سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٩٨