تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
نماز ، مصداق بارز رابطهء آدمى با خداوند تعالى و زكات ، مصداق روشن رابطهء او با مردم است . در واقع خداى سبحان در تشريح عمل صالح رابطه با خودش و رابطه با مردم و اهتمام به انفاقات و خدمت به ديگران را توأمان لازم دانسته و بدان امر كرده است . آنچه توجّه جدّى مىطلبد ، پرهيز از افراط و تفريط در اهتمام به دو قسم عمل صالح است . رسيدگى بيش از حد به امور دنيوى تا حدّى كه منجر به غفلت از ارزش‌هاى معنوى شود ، زندگى انسان را بىبركت مىكند . همچنانكه بازماندن از وظايف دنيوى در اثر افراط در به جا آوردن اعمال عبادى ، مطلوب نيست و بسيار نكوهش شده است . در تاريخ آمده است كه اميرالمؤمنين على ( ع ) ، هنگام ورود به كوفه ، به مسجد رفتند و مشاهده نمودند عدّه‌اى در مسجد نشسته و به ذكر گفتن مشغول مىباشند . حضرت پرسيدند اين افراد چه كسانى هستند ؟ اهل كوفه پاسخ دادند : رجال‌الحق هستند . مولاى متّقيان ( ع ) فرمودند : رجال‌الحق چه كسانى هستند ؟ گفتند : يا اميرالمؤمنين اينان هميشه در مسجد بوده و به عبادت و ذكر مشغول مىباشند . اگر خدا طعامى براى آنان برساند ، مىخورند و الّا صبر مىكنند . اميرالمؤمنين ( ع ) عصبانى شدند و جمله‌اى فرمودند كه حاكى از شدّت ناراحتى ايشان است ، فرمودند : سگ همچنين است ، اگر چيزى به او بدهند مىخورد و اگر نه ، صبر مىكند . سپس تازيانه را روى سر آنان كشيدند و فرمودند : برويد كار كنيد و در وقت نماز به مسجد بياييد و نماز بخوانيد . مسلمان واقعى كسى است كه تحمل بيكارى را نداشته باشد و از تنبلى خسته شود . در كارهاى علمى ، فرهنگى يا توليدى و خدماتى فعّال باشد و براى خانواده و اطرافيان و خصوصاً براى اجتماع ، مفيد واقع شود و خدمتى به ديگران برساند ، همانطور كه در اعمال عبادى كوتاهى نمىكند و از نماز و قرآن و ذكر و دعا ، غافل نمىشود . چنين كسى از ديدگاه قرآن كريم ، عمل صالح انجام مىدهد و در دنيا و آخرت سعادتمند است . خداوند منّان در آيهء ديگرى مى فرمايد :