فقهاى وارسته و علماى گرانقدر نيز همواره مراقب حليت غذاى خود و خانواده و اطرافيان خود بودهاند . نقل مىكنند مرحوم آيت الله العظمى سيد محمد باقر درچهاى ( رحمه الله ) كه از مفاخر اصفهان به شمار مىرفت ، با اصرار فراوان دعوت به يك ميهمانى را مىپذيرد . بعد از صرف غذا ، صاحب منزل قبالهاى نزد آيت الله العظمى درچهاى ( رحمه الله ) مىآورد كه وى امضاء يا تأييد نمايد . مرحوم آيت الله درچهاى ( رحمه الله ) درمىيابد كه غذايى كه خورده است شبههء رشوه داشته است . بنابراين مثل انسان مار گزيده به خود مىلرزد و رنگ او تغيير مىكند و به صاحب منزل مىگويد : من با تو چه كرده بودم كه اين زهرمار را به خورد من دادى ؟ بعد هم از جلسه خارج مىشود و غذاى خورده شده را برمىگرداند . ولى تا مدّتى در اثر خوردن اين غذاى شبههناك آرام نمىگيرد و اظهار پريشانى و ناراحتى مىكند . نگرانى اين مرد متّقى ، از درك والايى كه از اثر سوء غذاى حرام دارد ، سرچشمه مىگيرد .
كسى كه غذاى حرام مىخورد ، نه تنها توفيق سير و سلوك و عروج به مقامات عرفانى پيدا نمىكند ، بلكه ممكن است در اعتقادات خود سست و بىدين شود . لقمهء حرام ، اثرات سوء فراوانى دارد و آفات بىشمارى به همراه خواهد داشت ، كه از آن جمله مىتوان به تجمّل گرايى اشاره كرد . بسيارى از مردم به زندگى تجملّى مبتلا شدهاند و با اين استكبار و خودخواهى كه مىورزند ، انتظار استجابت دعا هم دارند . دعاى آنان در اثر مالاندوزى حرام و خودگرايى مستجاب نمىشود و بدبختى بدتر اين است كه خداوند متعال را در گرفتارىها و مستجاب نشدن دعاى خود ، مقصر مىدانند .
عدم پرداخت ديون شرعى نظير خمس و زكات ، رشوه خوارى ، رباخوارى ، كمكارى در اداره ، غش در معامله و عدم رعايت انصاف در خريد و فروش ، غذاى انسان را حرام مىكند و مانع استجابت دعا مىشود .
سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٣