وقتى گناهكار در جامعهاى گناه كند و افراد مؤمن و غير مؤمن جامعه ، نسبت به گناه افراد خطاكار ، بىتفاوت باشند ، نه تنها دعاى هيچ كدام مستجاب نمىشود ، بلكه افراد شرورى بر سر آنان مسلط مىشوند و تر و خشك با هم مىسوزند ، راه گريزى هم ندارند به جز احياى امر به معروف و نهى از منكر در آن جامعه . لذا بايد امر به معروف و نهى از منكر در جامعه زنده باشد تا گنهكار جرأت گناه كردن پيدا نكند . متأسّفانه رفتار برخى از مردم بهگونهاى است كه گنهكار را نسبت به ارتكاب گناه خود تشويق مىنمايد . مفاسد اخلاقى و علنى شدن گناه از اين گونه رفتار سرچشمه مىگيرد . ولى اگر همهء افراد ، با گناهكار به گونهاى رفتار كنند كه متوجّه گناه خود شود و نيز بفهمد كه بىاعتنايى مردم به او به خاطر گناهى است كه مرتكب مىشود ، حتماً در رفتار خود تغيير رويه خواهد داد .
اگر جامعه فاسد شد ، دود آن فساد در چشم همه مىرود . اگر افراد لاابالى و اراذل و اوباش ، آتش گناه را برافروختند ، آن آتش همهء خانهها را مىسوزاند و بين افراد گناهكار و بىگناه تفاوت قائل نمىشود .
غذاى حرام
غذاى حرام ، يكى از مؤثّرترين عواملى است كه مانع قبولى عبادات و استجابت دعا مىشود . سفارش به كسب روزى حلال و پرهيز از غذاى حرام ، در كلام گهربار اهلبيت ( عليهم السلام ) ظهور برجستهاى دارد و آن ذوات مقدّس براى اين موضوع اهميت ويژهاى قائل بودهاند .
« أَطِبْ كَسْبَكَ تُسْتَجَبْ دَعْوَتُكَ فَإِنَّ الرَّجُلَ يَرْفَعُ اللُّقْمَةَ إِلَي فِيهِ حَرَاماً فَمَا تُسْتَجَابُ لَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً » « 1 »
هامش
( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ص 275