منزلت دعا و راز و نياز با خداى سبحان با ذكر يك مثال روشنتر مىگردد . اگر انسان در نظر بگيرد كه شخصى بزرگ و والامقام ، نامهاى به او نوشته و او را براى صحبت و گفتگو به منزل خود دعوت نموده است ، از فرط خوشحالى در پوست خود نمىگنجد و بعد از آن ملاقات نيز ، نزد مردم افتخار مىكند كه من با فلان انسان بزرگ ، صحبت كردهام و ايشان هم به من ملاطفت نموده است .
حال اگر آدمى باور كند كه خداى متعال چنين نامهاى به او نوشته و او را به صحبت و مناجات با خودش دعوت كرده است ، چقدر بايد شائق چنين ديدار و مصاحبتى باشد ؟
توفيق قرار گرفتن در محضر خداوند متعال و صحبت كردن با او ، افتخار بزرگى براى انسان محسوب مىگردد و بايد كمال بهرهبردارى را از اين توفيق عظيم بنمايد . بعضى انسانها به واسطهء اعمالى كه مرتكب شدهاند ، توفيق دعا كردن ندارند و خداوند اجازهء حضور در محضر خودش را به آنان نمىدهد و اين مصيبت بزرگى است .
اهميّت به دعا براى سالك يك امر ضرورى است ، همانطور كه انس با قرآن براى او لازم است . فقهاى وارسته براى مقولهء دعا ، اهميّت فراوان قائل بودهاند . برخى از آن بزرگواران نظير شيخ كلينى ، شيخ طوسى ، سيد ابن طاوس ، علامه مجلسى و . . . در باب دعا كردن ، كتبى نوشتهاند و نسل كنونى بايد لااقل از اين كتب دعا استفاده نمايد .
قرآن كريم پس از آن همه تأكيد كه در مورد لزوم دعا و راز و نياز با خداوند دارد و پس از آنكه عدم وجود دعا و نيايش در زندگى را موجب شقاوت و بدبختى انسانها مىداند ، تصريح مىنمايد كه اصلًا دعا به منظور رشد و تعالى بندگان است . « 1 » و گرنه آن قادر متعال نيازى به عبادت و يا دعا و نيايش بندگان خود ندارد .
روح خداجويى و دعاكردن در درون همهء انسانها وجود دارد ، ولى اغلب آنان به اين نداى درونى پاسخ نمىدهند و فقط در مواردى كه دچار مشكل شده و مطمئن
هامش
( 1 ) . البقرة / 186