( قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُم ) « 1 »
بنابراين ، سالك بايد برنامهاى براى راز و نياز و دعا به درگاه حق تعالى داشته باشد .
دعا يعنى سخن گفتن با معبود كه اين بالاترين لذّتهاست . لذّتى بالاتر از سخن گفتن انسان با معبود و معشوق خود ، خداوند متعال ، وجود ندارد . توجّه به اين نكته عبادت و دعا را بسيار شيرين و لذّتبخش مىگرداند .
اهل سير و سلوك ، حاضرند هستى خود را براى لحظهاى و ساعتى سخن گفتن با معشوق فدا كنند . متأسّفانه بسيارى از انسانها از لذّتهاى معنوى محروم هستند . از لذّت تهجّد و مناجات در دل شب ، از لذّت تلاوت قرآن و در يك كلام ، گفتگو با معشوق ؛ زيرا خواندن قرآن ، صحبت كردن خداوند با بندگان خود است و دعا و مناجات ، سخن گفتن بنده با معشوق است .
قرآن را « كلام نازل » و دعا را « كلام صاعد » مىنامند ؛ يعنى قرآن كريم از طرف خداوند تبارك و تعالى نازل شده است ؛ اما دعا كلام صاعد است ، يعنى فرصتى است كه در دل شب براى بنده فراهم مىشود : « شب مردان خدا روز جهان افروز است . »
پيامبر اكرم ( ص ) براساس اين دستورالعمل ، با جدّيت و همّت و الا به اين برنامه عمل مىكردند و دليل موفّقيت آن حضرت در فراگيرى اسلام در مدّتى محدود ، همين برنامهء ارتباط ايشان با ربّالعالمين بود .
خوشا به حال كسى كه برنامهء عبادى و راز و نياز و توسّل به اهل بيت ( عليهم السلام ) فراتر از يك عادت لازمهء زندگى او شود . هنگامى كه لحظات مرگ و احتضار چنين كسى فرا مىرسد ، يعنى آن لحظههايى كه شعور و تدبير از آدمى گرفته مىشود ، طبق برنامهاى كه در سراسر زندگى خود بدان مأنوس بوده است ، لب به مناجات و تلاوت قرآن و توسّل مىگشايد . و با ادعيه و اذكارى كه با آنها مأنوس بوده است جان به جان آفرين تسليم مىكند .
هامش
( 1 ) . الفرقان / 77