قيامت از خاطر آنان نرود و هميشه بيدار باشند .
مرتبهء سوّم : مرتبهء سوّم قانون مراقبه ، كاملترين مرتبه است كه خود داراى سه مرحله مىباشد و سالك بايد در شبانه روز به دستورات اين مراحل عمل كند تا قانون مراقبه در سلوك او مؤثّر افتد .
مرحلهء اوّل ؛ مشارطه : در اين مرحله ، سالك بايد در ابتداى هر روز با خود شرط بندى و مشارطه كند و با حالت تلقين با خودش صحبت نمايد . اين شرط نهادن و بستن پيمان ، بسيار دقيق و سخت و جدّى است . نهادن شرط ، در آغاز بر سبيل خواهش و تمنّا است و اگر اثر نكرد ، به شكل فرمان از سوى ارباب نيرومند ، به بندهء سركش و گنه پيشه ، ابلاغ مىگردد . مثلًا سالك بايد هميشه پس از اتمام نماز شب و اقامهء نماز صبح ، با خود صحبت كند و بگويد من امروز بايد توجّه داشته باشم . بايد مراقب باشم دچار غفلتنشوم ؛ زيرا اگر غافل شوم ، سقوط مىكنم و به درهء تباهى پرتاب خواهم شد . با نفس امّاره صبحت كند و بگويد : اى نفس امّاره ! تو بايد از من متابعت كنى ، تو بايد حرف مرا بشنوى و الّا خسارت فراوانى به من وارد مىكنى . و خلاصه با خودش مشارطه كند كه توجّه داشته باشد و حتّى به نفس امّاره التماس كند و آن را قسم دهد كه مطيع شود تا غفلت به سراغ او نيايد . مخصوصاً سالك بايد اگر در روزهاى قبل به نوعى غافل بوده و در موارد خاصّى توجّه نداشته است ، در خصوص همان موارد و عدم تكرار آن ، با خود مشارطه كند .
اهميّت مشارطه به قدرى است كه بعضى از بزرگان سير و سلوك نظير استاد عاليقدر ما حضرت امام خمينى ، مشارطه را مستقلًا راهى براى خودسازى مىدانند و به آن سفارش مىكنند . ولى بايد دانست كه مشارطه به تنهايى سودمند نيست . نفس امّاره به مثابهء فلزى است كه مرتّباً بايد چكش بخورد و گرنه شكل مورد نظر را پيدا نمىكند . لذا سالك بايد همراه مشارطه و بعد از آن ، به مراقبه بپردازد .
مرحلهء دوّم ؛ مراقبه : اين مرحله سالك را موظّف به مراقبت از كردار و گفتار خود
سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٣