سالك ، پس از گذشتن از عرفات و مشعر و رسيدن به مقام وصل ، از مولى چه مىخواهد ؟ آنچه را كه او به حق مستحقّ آن است :
« وَ لا تَتَمَن ما لا يَحِل لَكَ وَ لا تَسْتَحِقُّه » « 1 »
و در هنگام وقوف در منا ، آرزو مكن آنچه را كه بر تو حلال نيست و تو استحقاق آن را ندارى .
از اينرو مىتوان گفت بهترين لذّتها در حجّ ، لذّت اميد بنده به خدا در منا است و شايد اين كه منا در ميان همه اعمال مدّتش بيشتر است ، براى همين باشد كه اميد و رجاء بنده ، نزد خدا ، بهترين عبادات و بالاترين مقامات است .
* رمى جمرات ؛ بندهاى كه به مقام قرب رسيده است ؛ از آنچه بيمناك است و بايد بيمناك باشد ، و آنچه بايد هميشه با آن در ستيز باشد ، طاغوتهاست . طاغوتِدرون ، يعنى نفس امّاره و طاغوت برون ، شياطين جنّى و شياطين انسى . سالك از قرآن آموخته است كه طاغوت درون ( نفس امّاره ) خطرناكترين طاغوتهاست :
هامش
( 1 ) 1 . همان