مىشود و نتيجهاى جز انحراف فكرى و آلودگى ذهن نسل جوان را در بر ندارد . و اگر كسى مىخواهد واقعاً رستگار شود ، بايد با تحقيق كامل و با استفاده از آيات و روايات ، ولايت و امامت ائمّهء اطهار ( ع ) و عصمت آنان را براى خود ثابت نمايد ، پس از آن بيابد كه همهء اقوال و افعال امام معصوم كه از جانب خداوند متعال به امامت منصوب شده است ، عين مصلحت و صحيح مىباشد و مهمتر اين كه آن حضرات را سرمشق و الگوى زندگى خود قرار دهد و از محكمات سيرهء زندگانى
ايشان پيروى و تبعيّت كند و از كلام نورانى آن انوار مطهّر بهرهء عملى ببرد .
شورش عليه عثمان
بالأخره خلافت به عثمان منتقل شد و همانطور كه از قبل پيشبينى مىشد ، يك عدّه بىدين و دنياپرست ، دور او را گرفتند و مشاور و كارگزارش شدند . « 2 » يك عدّه فقير از گرسنگى مىمردند ، امّا اطرافيان عثمان مشغول
هامش
( 2 ) . در اين زمينه ، نظر خود عمر در مورد هر يك از نامزدان خلافت خواندنى است . او خطاب به هر كدام مىگويد :
اى سعد ! به خدا سوگند ، هيچ چيز ، جز تندى و درشتىات مرا از اين كه تو را جانشين خود سازم ، باز نمىدارد . افزون بر اين ، تو مرد جنگى و نه مرد خلافت .
و اى عبد الرحمان ! چيزى مانع جانشينى تو نيست ، جز آن كه در تكبّر ، فرعون اين امّت هستى .
و اى زبير ! چيزى مانع تو نيست ، جز آن كه در حال خشنودى ، مؤمن هستى و در حال خشم ، كافر .
و چيزى مانع طلحه نيست ، جز خودپسندى و تكبّرش و اين كه اگر والى شود ، مُهرش را در انگشت زنش قرار مىدهد .
و اى عثمان ! چيزى مرا از تو باز نمىدارد ، جز تعصّب و محبّت تو به قوم و خاندانت ( بنىاميّه ) .
و اى على ! چيزى مرا از تو باز نمىدارد ، جز اينكه به خلافت نظر دارى ؛ امّا اگر ولايت به تو سپرده شود ، تو شايستهترين فرد قوم براى بر پا داشتن آشكار حق و راه مستقيم هستى . ( الإمامة و السياسة ، ج 1 ، ص 43 )