سازند . وقتى امامت ائمّه اطهار و عصمت آنان از هرگونه خطا و اشتباه از آيات قرآن كريم و روايات متعدّدى كه در كتب شيعه و سنّى موجود است ، اثبات شد ، ديگر چنين اشكالاتى موردى نخواهد داشت . بهطور كلّى بايد گفت : تدابير و افعالى كه از هر كدام از حضرات معصومين سر مىزده است ، صد در صد داراى مصلحت تامّهء ملزمه و مطابق با تقدير الهى بوده است . بنابراين همان اميرالمؤمنين ( ع ) كه در جنگهاى صدر اسلام دلاورانه مىجنگد و كسى ياراى رويارويى با او را ندارد ، بنابر مصلحت اهمّ كه حفظ اسلام است ، در مقابل سقيفهء بنى ساعده ، يورش به خانهء وحى و تصميم شوراى شش نفره ، سكوت مىكند و با كسى نمىجنگد . و يا اگر امام حسن ( ع ) صلح مىكند ، قطعاً مصلحتى وجود داشته كه مقتضى اين صلح بوده است ، هرچند ممكن است دلايلى كه مطرح مىشود به ظاهر براى برخى قانع كننده نباشد . اگر امام حسين ( ع ) قيام مىكند ، باز هم بنابر مصلحت است . پيامبر اكرم ( ص ) فرمودند : « الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إمَامَانِ قَامَا أوْ قَعَدَا » « 1 » حسن و حسين هر دو امامند ، يكى وظيفه دارد صلح كند و در خانه بنشيند و ديگرى وظيفه دارد قيام كند و حماسهء كربلا را به وجود بياورد . دامنزدن به اينگونه موارد و ايجاد شبهه در ذهن جوانان موجب فتنه
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢١٧
هامش
( 1 ) . الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد ، ج 2 ، ص 30 .