تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

لَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْه » « 1 » فردا پرچم را به دست كسى مىسپارم كه خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست مىدارند . باز نمىگردد مگر آن كه خداوند به دست او پيروزمان خواهد كرد . كسى احتمال نمىداد منظور پيامبر ( ص ) ، اميرالمؤمنين ( ع ) باشد ؛ چون ايشان در آن ايّام مبتلا به چشم درد شديدى شده بودند و اصلًا نمىتوانستند از منزل خود بيرون بيايند . صبح روز بعد ، پيامبر ( ص ) سراغ اميرالمؤمنين ( ع ) را گرفتند . گفتند : على مبتلا به درد چشم است و نمىتواند بيرون بيايد . پيامبر ( ص ) فرمودند : او را بياوريد . اميرالمؤمنين ( ع ) آمدند . پيامبراكرم ( ص ) آب دهان مباركشان را به چشم‌هاى ايشان ماليدند و درد چشم‌هاى حضرت از بين رفت . پرچم سپاه را به دستان مباركش دادند و ضمناً فرمودند : اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند ، از دنيا و تمام آن چه در آن است ، براى تو بهتر است . اميرالمؤمنين ( ع ) ابتدا دو نفر از فرماندهان يهود را به نام حارث و مرحب كه در شجاعت و جنگاورى نظير نداشتند ، به هلاكت رساندند . بعد از آن كه مرحب كشته شد ، همراهانش بازگشتند و درِ قلعه را به روى على ( ع ) بستند . اميرمؤمنان ( ع ) به سوى قلعه آمد و درِ قلعه را برداشت و بر خندق نهاد و از آن

هامش
( 1 ) . ن . ك : همان ، صص 228 - 243 .